2008 نوامبر 21
نام کاربری: کلمه عبور:

مقام مجازی

مارگارت مید، مردم شناس مشهور که زمانی کتاب «انسان شناسی به مثابه علم انسانی» او در حکم انجیل مردم شناسان بود، جمله ای دارد در توصیف آمریکایی ها و جمله ای در توصیف انگلیسی ها. او درباره آمریکایی ها می گوید: «آمریکاییان دنیا را چونان فضایی وسیع ، دست یافتنی و در کنترل انسان می بینند که بر روی آن، آنچه را که می خواهد می سازد... احساس مهم، توانایی کنترل محیط است.» ۱ آنچه را مید اشاره می کند می توان در سیاست جهانی آمریکا دید: همه چیز باید محقق شود حتی با جنگ.

همین نگاه را در رسانه های رسمی دولت آمریکا نیز می توان دید. هنگامی که اصرار داشته باشیم با رسانه محیط را کنترل کنیم ناچاریم بیش از آن که از آنچه در محیط در حال رخ دادن است حرف بزنیم، از آنچه دوست داریم رخ بدهد حرف بزنیم. به تعبیر دیگر، رسانه بیش از این که مشاهده گر باشد، کنشگر خواهد بود.

البته در عالم واقع نه مشاهده گر کامل وجود دارد نه کنشگر کامل، اما بحث بر سر نسبت میان مشاهده و کنش است . هنگامی که کفه سیاست رسانه ای به نفع مشاهده بچربد آن وقت امکان حضور رویداد های بیشتر و با موقعیت متناسب با تحولات واقعی، در رسانه فراهم خواهد شد. نمونه روشنی از این نوع رسانه را می توان در بی بی سی پیدا کرد. از این نظر بی بی سی یک الگوی مناسب به دست می دهد.

بی بی سی مثل خوش نشین های روستاها که در فصل بعد از برداشت محصول در میدان ده، پای دیوار در سایه یا آفتاب – بسته به آب و هوا – می نشینند و در سکوت همه را می پایند، همه جا هست و انگار هیچ جا نیست. از این نطر این رسانه یکی از بزرگترین دستاورد های انسان مدرن است، دستاوردی بسیار مهمتر از فرستادن انسان به ماه.

منظور من باز هم این نیست که بی بی سی در همه چیز بی طرف است بلکه مساله فراتر از بی طرفی یا طرفداری است، مساله این است که این رسانه پشت سر تحولات حرکت می کند نه پیشتر از آن.

از این رو این رسانه به شناخت دقیق از تحولات بیرون از خود متکی است تا به فوت و فن های رسانه ای که بیشتر به صنعت رسانه دامن می زند تا به حضور رسانه در زندگی مخاطب. نتیجه این سیاست برای ما در ایران آن بوده است که بی بی سی توانسته است در فراز و نشیب های آزادی و سانسور در تاریخ معاصر ایران، نقش مهمی را به عنوان ارائه دهنده جامع ترین و باالنسبه واقعی ترین اطلاعات در اکثر اوقات بازی کند.

ساختمان بی بی سی

حتی بدگویی های از بی بی سی هم ناشی از آن است که در زندگی مردم ایران حضور دارد و این ربطی به سیاست این یا آن دولت بر سر کار آمده در خانه شماره ۱۰ داونینگ استریت ندارد بلکه بیشتر به فرهنگ رسانه ای ناشی از فرهنگ انگلیسی متکی است آنجا که به قول مارگارت مید: « برای انگلیسی ها دنیا فضایی طبیعی است که انسان خودش را با آن سازگار می کند. انسان هیچ کنترلی بر آینده ندارد بلکه فقط از مآل اندیشی تجربی کشاورز یا باغبان برخوردار است.... انسان روی زمین، شریک کوچک خداست.» ۲

دو نگاهی که مارگارت مید شرح می دهد بیانگر دو نگاه در مدیریت رسانه و روزنامه نگاری است.

این دو نگاه را ما، هم در قالب های کلاسیک آن می بینیم که به آن اشاره کردیم و هم در اشکال محلی و منطقه ای که رنگ و بوی خاص خود را دارد. بنا براین در سطح محلی هم روزنامه نگارانی هستند که یک گام و نه بیشتر به دنبال رویداد ها حرکت می کنند و روزنامه نگارانی هستند که می خواهند حوادث را بیافرینند .

اگر واقع بینانه تر نگاه کنیم گاه این دو نوع رفتار را در یک رسانه می بینیم اما مهم نسبت میان این دو نوع رفتار است. حتی در یک روزنامه نگار – و به ویژه روزنامه نگاران جوان که هنوز رفتار آنان کاملاً شکل نگرفته است – می توان نوعی آونگ رفتاری میان این دو روحیه را دید. برای یک روزنامه نگار شاید یکی از مهمترین چیز ها این باشد که در هر اقدامی بداند که به کدام یک از دو طرف حرکت آونگ نزدیک تر است: به جای خدا نشسته یا به شریک کوچک خدا بودن قناعت کرده است.

۱ و ۲ – ریمون بودون و فرانسوا بوریکو : فرهنگ جامعه شناسی انتقادی ، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ص ۵۱۴

علی اصغر رمضانپور، معاون فرهنگی پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران و سردبیر سابق روزنامه «آفتاب امروز» و نشریه «کتاب هفته»، هر دوشنبه در ستون «مقام مجازی» درباره فرهنگ و رسانه در ایران می نویسد.