2008 اکتبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:
Photo By Arash Ashoori Nia

«گابریل گارسیا مارکز» - یا چنان که دوستانش صدایش می کنند «گابو» - برای جماعت کتابخوان ایرانی شناخته شده تر از آن است که نیازی به معرفی اش باشد.

این نویسندۀ خیال پرداز کلمبیایی، که بیش از ۵۰ سال است قلم می زند و از پاورقی نویسی در روزنامه «ال اسپکتادور» تا دریافت مهم ترین جوایز ادبی راهی طولانی را طی کرده است،  یکی از نویسنگان محبوب بسیاری از ایرانی هاست. 

تقریبا تمامی آثار آقای «مارکز» به همراه زندگی نامه اش – گاه توسط چندین مترجم مختلف - تاکنون به فارسی ترجمه و بارها تجدید چاپ شده اند و تازه ترین اثر مارکز با عنوان «دلبرکان غمگین من» هم با وجود آن که پس از انتشار از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی غیر اخلاقی شناخته شد و نسخه های آن از کتاب فروشی های رسمی جمع شد، با فاصلۀ زمانی کوتاهی به بساط فروشندگان کتاب های ممنوعه در خیابان انقلاب نقل مکان کرده و اکنون نسخه های غیر قانونی آن هم در کنار «صد سال تنهایی» اثر دیگر همین نویسنده، بازار داغی دارد.

اما با وجود همۀ این علاقه مندی ایرانی ها به آقای «مارکز»، احتمالا حتی «گابو»ی خیال پرداز هم تعجب می کرد اگر می دانست به عنوان شخصیت اصلی یک نمایش «عروسکی – زنده»  در حال بازی در نمایشی در تهران بوده است.

مارکز؛ پیرمردی با بال های خیال

«ماکوندو» عنوان نمایشی به کارگردانی «آزاده انصاری» و نویسندگی «آرش پارساخو» است که بر اساس داستان «پیرمردی فرتوت با بال های بزرگ بزرگ» اثر «گابریل گارسیا مارکز» برای اجرا در صحنۀ تئاتر تهیه شده است.

در این نمایش، «گابریل گارسیا مارکز» نویسنده در قالب یک عروسک «ماروت» (۱)، هر روز پشت میز کارش می نشیند و سعی می کند با کمک عروسک گردان ها و بازیگرانش قصه ای را خلق کند.

«آزاده انصاری»، کارگردان نمایش، در این باره می گوید: «نمایش ماکوندو در واقع قرار است یک نمایش بدون دیالوگ باشد، اما ما نمی توانستیم از جادوی کلام مارکز چشم پوشی کنیم. به این فکر می کردیم که چطور می شود کلام جادویی مارکز در صحنه حضور داشته باشد؟ بنا بر این تصمیم گرفتیم که عروسک خود مارکز را هم وارد نمایش کنیم تا به شیوۀ خودش قصه اش را روایت کند.»

«ماکوندو»؛ «ماکوندو»ی جادویی
Photo By Arash Ashoori Nia


داستان هشت صفحه ای «پیرمردی فرتوت با بال های بزرگ بزرگ» در واقع زیربنای شکل گیری نمایش «ماکوندو» را تشکیل داده است. این داستان یکی از داستان های کوتاه اولیۀ مارکز است که در اولین کتاب او «توفان برگ» منتشر شده است.

اما آن چه هدف گروه اجرایی این نمایش بوده است نه به نمایش گذاشتن صرف یک داستان بسیار کوتاه، بلکه به نمایش گذاشتن خلاقیت در دنیای خیال انگیز آثار مارکز بوده است و به همین سبب به جای اسم این داستان کوتاه، عنوان کلی تر «ماکوندو» را برای نمایش خود برگزیده اند. 

ماکوندو

  • نویسنده: آرش پارساخو
  • کارگردان: آزاده انصاری
  • بازیگران و بازی دهندگان:
    افسانه ماهیان / رامین سیاردشتی / فرزین محدث / علی میلانی / مرضیه ایمان خانی/ فرزانه عاقلی / نسیم یاقوتی / نعیما کرمی و سیامک صفری
  • تئاترشهر - خرداد و تیر۱۳۸۷
    «گروه تئاتر معاصر»
«ماکوندو» در اصل عنوان دهکده ای خیالی در آثار «مارکز» است که محل وقوع بسیاری از داستان های کوتاه و بلند این نویسنده، از جمله محل رخ دادن ماجراهای رمان مشهور او «صد سال تنهایی» است. 

«آرش پارساخو»، که نویسندگی نمایشنامۀ «ماکوندو» را برعهده داشته است، در بارۀ انتخاب این نام برای نمایش می گوید: «ماکوندو به جغرافیای ذهنی مارکز اشاره دارد و مرزهای آن مرزهای ذهن آدمی است که توانسته دنیایی چون ماکوندو را بسازد، دنیایی که در آن واقعیت و فراواقعیت باهم ترکیب شده اند. از طرف دیگر احساس می کردیم «ماکوندو» برای کسانی که با مارکز آشنایی دارند اسم مشهور و شناخته شده ای است و می تواند مخاطب را در ارتباط بهتر با نمایش یک پله به ما نزدیک تر بکند. چون به نظرم اولین ارتباط مخاطب با ما از طریق همین اسم نمایش اتفاق می افتد.»

مارکز و جهان عروسک ها

آزاده انصاری در بارۀ انتخاب داستانی از «گابریل گارسیا مارکز» برای نمایش خود می گوید: «فکر می کنم فضای آثار مارکز به خصوص برای کارهای عروسکی جذابیت ویژه ای دارد.» و ادامه می دهد: «درونمایۀ داستان های مارکز دنیایی بین واقعیت و فراواقعیت شکل می گیرد و این نکته بستر مناسبی برای نمایش عروسکی ایجاد می کند. چون کاری که ما در دنیای نمایش عروسکی می کنیم هم همین است؛ از جهان واقعی می گذریم و وارد دنیای خیال و رویا می شویم.»

«ماکوندو» در اصل عنوان دهکده ای خیالی در آثار «مارکز» است که محل وقوع بسیاری از داستان های کوتاه و بلند  او، از جمله محل رخ دادن ماجراهای رمان مشهور وی، «صد سال تنهایی» است.

وی در بارۀ شیوه ای که برای اجرای این نمایش به کار گرفته شرح می دهد: «شیوۀ اجرایی این نمایش، ترکیبی است از حضور همزمان بازیگران بر روی صحنه در کنار بخش هایی که به صورت عروسکی اجرا می شود. به عبارت دیگر گاه شخصیت های داستان توسط بازیگران نمایش داده می شوند و گاه با استفاده از عروسک هایی در اندازه های مختلف. در لحظاتی که لازم می دیدیم ظرافت ها انسانی داستان مارکز را به نمایش بگذاریم از بازیگران زنده استفاده کرده ایم و هرجا که داستان به سمت دنیایی فراواقعی چرخیده قابلیت های دنیای عروسک ها را به کار گرفته ایم.»

از حکایت تا تئاتر

با این حال، اگر از خوانندگان حرفه ای و پر و پا قرص آثار مارکز باشید که به تماشای نمایشی بر اساس داستانی از مارکز می روید، بهتر است آمادۀ دیدن تغییرات گوناگونی در اصل  داستان مارکز باشید؛ این تغییرات غیر از مسائل همیشگی مربوط به سانسور که می تواند موجب تغییر شخصیت «کشیش» دهکده به «جادوگر» شود و غیر از کوتاه بودن داستان مارکز برای یک نمایش یک ساعته، دلایل دیگری دارند که به تفاوت های ادبیات و نمایش بر می گردند.

پارساخو در بارۀ علت لزوم تغییرات در داستان مارکز برای تبدیل شدن آن به نمایش توضیح می دهد: «پایه ای که مارکز برای ما فراهم می کرد قصۀ درخشانی بود که ظرافت های انسانی خوبی در آن نمایش وجود داشت و همین ظرافت های انسانی و عناصر آن داستانی بود که ما را جذب این قصه می کرد. اما قصه ای که مارکز نوشته بیشتر یک «حکایت» است تا یک روایت دراماتیک. ما برای این که چیزی را روی صحنه نشان بدهیم به روایت دراماتیک احتیاج داشتیم. احساس می کردیم عناصری که در خود داستان وجود دارند برای این که بتوانیم چیزی را به تماشاچی نشان بدهیم، کافی نیست. چون ما در نمایش نیاز داریم که چیزی را برای تماشاچی نشان بدهیم و نه این که آن را برایش تعریف کنیم. 

Photo By Arash Ashoori Nia

مارکز قصه اش را از طریق کلام تعریف می کند و در حکایت او ما با فضای زبانی، با گفتار و با ساختار زبانی مارکز نویسنده روبرو هستیم که هیچ یک به تصویر در نمی آیند. ما سعی کرده ایم برای تبدیل این نوشته به تئاتر برای عناصری که در قصه هست و ما نمی توانیم روی صحنۀ تئاتر نشان بدهیم، معادل های نمایشی پیدا کنیم.»

اما با این حال آقای پارساخو معتقد است این نمایش اگرچه برخی از اجزائش با داستان مارکز متفاوت است، ولی در نهایت در حرفی که می زند با داستان مارکز خیلی متفاوت نیست.

او می گوید : «ما در تمام طول کار می خواسته ایم به ایده های اساسی مارکز نزدیک بمانیم که به نظر من احترام شدیدی می گذارد به آزادی انسان ها و رها بودن انسان ها در جایی که دارند زندگی می کنند، رها بودن از قید و بندها، رها بودن از مرزها... .»

نسل تازۀ مخاطبان

به هر صورت می توان گفت نمایش «ماکوندو» در جلب نظر تماشاگران خود موفق بوده است. هر چند نمی توان به درستی تعیین کرد که چه تعدادی از این تماشاگران نمایش «ماکوندو» را به دلیل علاقه شان به داستان های مارکز برگزیده اند و چه تعداد از آنها به دلیل سابقۀ مثبت «گروه تئاتر معاصر» در اجرای نمایش هایی چون «شب های آوینیون»، «تنها ترین زیبای مرده» و «مرگ فروشنده».

اما با کمی دقت در میان این تماشاگران این نمایش تعداد به نسبت زیادی کودکان بالای هفت سال و نوجوانانی دیده می شوند که این نخستین برخوردشان با «گابو»ی نویسنده و یا حتی «تئاترشهر» است و پیش از هر چیز دیگری به خاطر دیدن «یک نمایش عروسکی» به تئاتر شهر آمده اند.

استفاده از دنیای جادوی عروسک ها روش خوبی برای «گابو»ی نویسنده، «گروه تئاتر معاصر» و حتی «تئاتر شهر» است تا نسل جدیدی از مخاطبان را با خود آشنا کنند. 

 (۱) عروسک «ماروت» عروسکی است که دست هایش دست های انسان است و صورت و بقیۀ بدنش عروسک است، فک می زند و پلک می زند.

عکس ها از : آرش عاشوری نیا