2009 ژانويه 7
نام کاربری: کلمه عبور:
در مورد روایت
22/03/2007 05:36:13

خسته نباشی...

من از نظر روایت این نوشته رو بررسی می کنم..فکر می کنم..اون زنجیری که از ابتدا تا انتهای روایت باید وجود داشته باشه..بعضی وقت ها قطع و وصل می شه..

زنجیره روایت مثل نخ تسبیحی می مونه که همه شخصیت ها و حوادث و توصیفات به اون نخ شدن..اگر این نخ پاره بشه..سررشته کار از دستمون در می ره..

در مورد نوشته شما..فکر می کنم..این زنجیره..هنگام سوییچ کردن از تهران به لندن یک کمی..ایراد پیدا کرده..یعنی..روایت بدون استفاده از نخ و زنجیره فاصله تهرون تا لندن رو رفته..

حالا چطور می شد بهتر بود؟

به نظر من اگه..یه چیزی رو..مثلا یه جنسی رو بر می داشتید و این رو واسطه تهرون و لندن می کردید..مثلا همین ماهی قرمز رو..

به این ترتیب:

تهرون....میدون ونک...مغازه گل فروشی....ماهی تو توی تنگ...ماهی توی تنگ...مغازه ایرانی..محله فلان..لندن...

فکر می کنم اینجوری قشنگتر می شد.

البته باز هم این نظر منه...ممکنه بقیه دوستان این جوری فکر نکنن...

موفق باشی!