2009 ژانويه 7
نام کاربری: کلمه عبور:
مشكلات شغلي
03/06/2008 17:56:48

بعد از خوندن اين مطلب فكر كردم كه اگر در تيتر اشاره شده به: «نگاهی به وضعیت اشتغال زنان در ایران»، كاش به مشكلات ديگۀ زنان هم اشاره‌اي مي‌شد. مشكلاتي از قبيل نابرابري حقوق و يا حتي مشكلات استخدامي به خاطر دردسر‌هاي زن بودن (دوران حاملگي و مرخصي‌ها و شرايط خاص بعدش) يا مشكلات كسب اجازه از همسر كه خيلي وقت‌ها اين دلايل باعث مي‌شه كارفرما ار استخدام يك خانم امتناع كنه. يعني گاهي مجرد بودن زن براش حسن هست و گاهي عيب. و مطمئناً مشكلات ديگه‌اي هم هست كه مي‌شه بهشون پرداخت.

حالا با اين پيش فرض كه اين مطلب فقط حول و حوش نگاه كالايي و مصرفي به زن هم نوشته شده به نظرم بد نبود مسئله كمي بازتر مي‌شد و مثلاً به اين نكته اشاره مي‌شد كه اين مشكل اكثراً در سمت‌هايي چون منشيگري و يا بازاريابي ديده مي‌شه و با اينكه نمي‌شه اين معضل رو ناديده گرفت و انكار كرد اما در مورد مشاغلي كه كمي تخصصي هستند (نه صرفاً دكتر يا مهندس) خيلي كمتر اتفاق ميفته كه پوشيدن مانتوي رنگي و يا آرايش تند جزو عوامل موثر در مصاحبه و استخدام يك زن باشه.

اما وقتي به قول همون مديرعامل در اين گزارش، به عنوان ويترين يك شركت حساب بشه و در مكاني باشه كه بايد با مشتريان مختلف در ارتباط باشه و آدمها رو جذب كنه، حتماً وضع ظاهري اهميت پيدا مي‌كنه. البته بگم كه اين حرفم به اين معني نيست كه با تبعيض يا سو استفاده جنسي موافقم. هدفم اينه كه كمي ريزتر بشيم در چنين مشكلاتي. 

نكته آخر در مورد سبك توصيفي گزارش، به نظرم اومد يك جاهايي نويسنده زيادي احساساتي شده. يعني درسته كه برخي حالت‌ها رو بيان كردن به متن كمك مي‌كنه اما به نظرم نبايد زياد از حد باشه. مثلا اين جمله: «سرش را پایین می‌اندازد. چشمانش را می‌بندد. انگار چیزی از درون او را می‌فشارد. به خوبی می‌شود بغض صدایش را فهمید. » شايد مي‌تونست با حذف جمله : «انگار چیزی از درون او را می‌فشارد.» و كمي تغيير كوچيك، بهتر باشه. نمي‌دونم بقيه دوستان در اين‌باره چي فكر مي‌كنند؟

مشكلات شغلي
06/06/2008 04:39:23

ضمن احترام به نظر نویسنده گرامی و ضمن قبول این مطلب که در بسیاری مواقع زنان، نه در ایران بلکه در همه دنیا مورد استفاده ابزاری قرار می گیرند، به هیچ وجه نمی پذیرم که انتخاب  شکل ظاهری و نوع پوشش کارمند توسط کارفرما یک استفاده ابزاریست. مگر وقتی در شرکتی ( نه لزوما در ایران) از کارمندان مرد می خواهند که کت و شلوار و کراوات تمیز و شیک داشته باشند استفاده ابزاری از مردان است؟ و یا وقتی یک تیم بسکتبال فقط بازیکنانی را می پذیرد که قدی بلند داشته باشند استفاده ابزاری از ورزشکاران است؟ آیا می توانیم به یک کارفرما خرده بگیریم که چرا نوع پوشش و روابط عمومی کارمندش در اولویت بالاتری از سریع تایپ کردن او قرار دارد؟

مشكلات شغلي
06/06/2008 18:31:59

از مطلبي كه نوشتي و وقت صرف مطالعه گزارش كردي بسيار سپاسگزارم

در واقعه همان طور كه اشاره‌ كردي منظور گزارش هم بيشتر مشاغلي مانندمنشي‌گري بود هرچند من با عكس‌ و روند كلي گزارش سعي كردم همين امر را به مخاطب القاء كنم اما از اشاره مستقيم بنا به ملاحظات بسياري  صرفنظر كردم .

با توجه به نقد بيرحمانه برخي مشاغل توسط جامعه شايد اشاره مستقيم نويسنده يا گزارشگر مشكلات موجود را تشديد كند.

شما فكر نمي‌كنيد اين‌طور باشه؟   

مشكلات شغلي
06/06/2008 19:50:31

مديا جان نمي‌دانم ملاحظاتي كه به خاطرش به نوع اين مشاغل اشاره نكردي چه بوده اما به نظرم وقتي چنين مطلب اجتماعي‌اي نوشته مي‌شود كه مي‌خواهد «نگاهي به وضعيت اشتغال زنان در ايران» داشته باشد، ديگر در ابهام حرف زدن يا غير مستقيم القاء كردن مجاز نيست. اگر جامعه در مورد چنين مشاغلي به قول خودت ديد انتقادي «بيرحمانه» دارد وظيفه روزنامه‌نگار است كه بدون بي رحمي يا دلسوزي به مسائل بپردازد و جزئيات را بازگو كند. در غير اين صورت زحمتي كه براي تهيه چنين گزارش‌هايي كشيده مي‌شود بي ثمر خواهد ماند.