بعد از خوندن اين مطلب فكر كردم كه اگر در تيتر اشاره شده به: «نگاهی به وضعیت اشتغال زنان در ایران»، كاش به مشكلات ديگۀ زنان هم اشارهاي ميشد. مشكلاتي از قبيل نابرابري حقوق و يا حتي مشكلات استخدامي به خاطر دردسرهاي زن بودن (دوران حاملگي و مرخصيها و شرايط خاص بعدش) يا مشكلات كسب اجازه از همسر كه خيلي وقتها اين دلايل باعث ميشه كارفرما ار استخدام يك خانم امتناع كنه. يعني گاهي مجرد بودن زن براش حسن هست و گاهي عيب. و مطمئناً مشكلات ديگهاي هم هست كه ميشه بهشون پرداخت.
حالا با اين پيش فرض كه اين مطلب فقط حول و حوش نگاه كالايي و مصرفي به زن هم نوشته شده به نظرم بد نبود مسئله كمي بازتر ميشد و مثلاً به اين نكته اشاره ميشد كه اين مشكل اكثراً در سمتهايي چون منشيگري و يا بازاريابي ديده ميشه و با اينكه نميشه اين معضل رو ناديده گرفت و انكار كرد اما در مورد مشاغلي كه كمي تخصصي هستند (نه صرفاً دكتر يا مهندس) خيلي كمتر اتفاق ميفته كه پوشيدن مانتوي رنگي و يا آرايش تند جزو عوامل موثر در مصاحبه و استخدام يك زن باشه.
اما وقتي به قول همون مديرعامل در اين گزارش، به عنوان ويترين يك شركت حساب بشه و در مكاني باشه كه بايد با مشتريان مختلف در ارتباط باشه و آدمها رو جذب كنه، حتماً وضع ظاهري اهميت پيدا ميكنه. البته بگم كه اين حرفم به اين معني نيست كه با تبعيض يا سو استفاده جنسي موافقم. هدفم اينه كه كمي ريزتر بشيم در چنين مشكلاتي.
نكته آخر در مورد سبك توصيفي گزارش، به نظرم اومد يك جاهايي نويسنده زيادي احساساتي شده. يعني درسته كه برخي حالتها رو بيان كردن به متن كمك ميكنه اما به نظرم نبايد زياد از حد باشه. مثلا اين جمله: «سرش را پایین میاندازد. چشمانش را میبندد. انگار چیزی از درون او را میفشارد. به خوبی میشود بغض صدایش را فهمید. » شايد ميتونست با حذف جمله : «انگار چیزی از درون او را میفشارد.» و كمي تغيير كوچيك، بهتر باشه. نميدونم بقيه دوستان در اينباره چي فكر ميكنند؟