2008 نوامبر 21
نام کاربری: کلمه عبور:
موضوع گزارش، لولای روایت
24/06/2008 18:09:47

مسعود جان، به زیگ زاگ خوش آمدی و خوشحالم که نخستین نوشته ات را در مجله می خوانم.

آنچه در این گزارش روایت کردی، مقایسه ای روشن و معنادار است که یک تضاد را بیان می کند؛ در حرفه ما، تضاد، یکی از پرکاربردترین و در عین حال موثرترین موقعیت هایی است که می تواند خواننده را به پیگیری موضوع علاقه مند کند و قیاس، یکی از کارآمدترین ابزارها برای نشان دادن «تضاد» است.

اما خواننده تو تا نیمه متن، از تضادی که قرار است نشانش دهی با خبر نمی شود و تا پاراگراف یازدهم فکر می کند که این متن، بخشی از ستون «پاتوق» است و قرار است رستورانی را به او معرفی کند.

به همین دلیل است که می گوییم، هسته اصلی گزارش، یا پاراگراف مادر، که موضوع و چکیده گزارشت را معرفی می کند باید در همان ابتدای متن ( در سه پاراگراف اول متن در گزارش آنلاین، و یا پیش از پاراگراف ششم در گزارش چاپی) بیان کنی. به این ترتیب به سئوال اساسی خواننده (که چی؟) در همان ابتدای کار جواب می دهی و به او می گویی که این گزارش را چرا باید دنبال کند، برای او چه اهمیتی دارد و موضوع آن، با زندگی و علائق او تا چه حد مرتبط است.

جدای این، سبکی که برای روایت انتخاب کردی به گونه ای است که حضور گزارشگر را پر رنگ می کند. در واقع لولایی که بخش اول و بخش دوم گزارش را به هم متصل می کند، گزارشگر و بازدیدش از دو رستوران متضاد است. در حالی که موضوع اصلی گزارش تو (همان که باید در پارگراف مادر می آمد) به تو نشان می دهد که چه لولای خوبی برای اتصال دو بخش گزارش در اختیار داری و نیازی نیست متن را با رستورانگردی گزارشگر پیوند بزنی؛ لولای تو می توانست دو چهره پایتخت در شمال و جنوب باشد، نه گزارشگری که این دو چهره را مشاهده کرده است. (حضور گزارشگر، نه تنها در لولا و اتصال دو بخش متن، بلکه حتی در سبکی که مصاحبه هایت را در متن آورده ای هم به چشم می آید.)

مشاهده، مهمترین منبع ما برای کسب اطلاعات و پیگیری وقایع است و تو در این گزارش به خوبی نشان دادی که مشاهده گر قوی ای هستی. اما بهتر است، آنچه مشاهده کردی را روایت کنی نه روند مشاهده گری ات را. به این ترتیب مشاهدات باارزش و تاثیرگذارت را هم جذابتر روایت می کنی و هم به خواننده نشان می دهی که دلیلی بیشتر از بازخوانی تجربه شخصی یک گزارشگر برای خواندن این گزارش دارد.

توضیح: قبلا درباره «حضور گزارشگر در گزارش» بحثی در کارگاه نگارش داشته ایم و همانطور که گفته ایم، هیچ قاعده ای در روزنامه نگاری بی اما و اگر نیست و هیچ قانونی حضور گزارشگر را بخصوص در گزارشهای رادیو - تلویزیونی منع نمی کند. اما بحث اینجا این است که آیا حضور، به جذابیت متن و تاثیر آن کمک می کند یا لطمه می زند؟

موضوع گزارش، لولای روایت
24/06/2008 20:21:23
من هم فکر کردم قراره که یک مطلب دیگه از ستون پاتوق بخونم. با حرف‌های سینا کاملاً موافقم و فکر می‌کنم موضوع عالیه اما می‌شد جذاب‌تر نوشته بشه.
موضوع گزارش، لولای روایت
25/06/2008 15:33:09
سینا گرامی، از این که وقت برای خواندن و نقد این گزارش گذاشتید، تشکر می کنم.
در مورد نکاتی که به آن ها اشاره کردید با نظرات شما موافق هستم، بخصوص در مورد : بهتر است، آنچه مشاهده کردی را روایت کنی نه روند مشاهده گری ات را
در مورد مشاهده گر بودن و نه روایت کننده باید بگویم که من هم زیاد موافق راوی بودن در این سبک از گزارش ها نیستم (گزارش توصیفی- تلفیقی) اما چون این متن را نوشته بودم (بعضی از قسمت ها نیز حذف و باز نویسی شده است) و چارچوب اصلی گزارش هم شکل گرفته بود؛ اگر می خواستم دوباره از نو گزارش را بنویسم شاید زیاد جالب نمی شد؛ زیرا به نظرم باید هنگام نوشتن گزارش، در همان اولین قدم، چارچوب متن را در ذهن شکل داده و طرح آن را مشخص کنیم(طرح صحیح و متناسب با گزارش) و سپس گزارش را بنویسم در غیر اینصورت نویسنده اگر بخواهد متن خودش را مورد بازنگری قرار دهد و هر بار چارچوب را تغییر دهد باز هم همان فکر اولیه که داشته است(چارچوب اول) در متن تاثیر خود را خواهد گذاشت (هر چند اندک). در نتیجه از همان ابتدای نوشتن گزارش باید به این نکات توجه می کردم.

در مورد نکته بعدی که مربوط به آوردن اصل مطلب در پاراگراف های پایانی است و شما به آن اشاره کردید؛ باید بگویم که حرف شما صحیح است و الان هم که خودم گزارش را می خوانم به نظرمن هم بهتر بود مخاطب را از همان ابتدای متن در جریان گزارش گذاشته بودم اما در خصوص اینکه گفته بودید این مطلب اولش بیشتر شبیه به مطالب ستون پاتوق است دقیقا متوجه منظور شما نشدم و البته باید خدمت شما بگویم که این اولین مطلب من بوده و شاید آنطور که باید و شاید با سبک و سیاق زیگ زاگ آشنا نبوده ام و امیدوارم مطالب بعدی با راهنمایی شما و دیگر دوستان به مراتب بهتر و جذاب تر شود.