2008 اکتبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:
راهی برای حفظ آبرو
30/06/2008 10:35:16
خوشبختانه در کامنت ها می شود نظر شخصی نوشت.

1- انجمن صنفی روزنامه نگاران، طبق مواری که اعلام کرده است و توسط رئیس انجمن در روز شنبه اعلام شد یک انجمن «فراگیر» است. اما وقتی آقای مزروعی تصمیم می گیرد روزنامه نگاران حاضر در جلسه را قانع کند که هیات مدیره کار اشتباهی نکرده است، وقتی می خواهد بگوید که فشارها بر انجمن برای ورود برخی از افراد به صورت غیر انتخابی در هیات مدیره بوده است، عملا نمی آید بگوید که مشکل انتخابات نخواستن آن ها بود فقط، می گوید آن ها می خواستند از روزنامه نگاران «آن طرفی» در میان ما جای دهند! خبرنگار خبرگزاری فرانسه با هشیاری ای که دیگر حضار در جلسه نداشتند از آقای مزروعی (که در این جا به خاطر ریاست انجمن صنفی حضور دارد و نه یک فرد سیاسی)، می خواهد که آن طرف و این طرف را معنا کند. که البته با تمسخر رئیس انجمن مواجه می شود که می گوید شما که فارسی بلدین و خوب صحبت می کنین، از شما بعید است چنین چیزی را بپرسید و سپس ماهیت هیات مدیره ی انجمن را از گروه سیاسی «اصلاح طلبان» برمی شمارد.

این در حالی است که ایشان نه به عنوان یک روزنامه نگار اصلاح طلب یا دوم خردادی، که باید بر اساس ماهیت روزنامه نگاری (بدون در نظر گرفتن موضع سیاسی فرد) اظهار نظر کند. این نوع رفتار به حدی غیر مسئولانه و غیر حرفه ای است که مثلا رئیس سازمان نظام پزشکی، بگوید پزشک های جناح راست را می خواستند در هیات مدیره راه دهند که ما نگذاشتیم و به همین خاطر می خواهند مثلا این سازمان را تعطیل کنند.

2- گفته می شود مشکلات فعلی انجمن، ریشه در اساسنامه ی آن دارد، اسانامه ای که اجازه نمی دهد اگر روزنامه نگاران کافی (نصف + یک اعضا) در مجمع جمع نشدند و رای ندادند، آن گاه هیات مدیره با هر تعدادی که دلش خواست انتخابات را برگزار کند. اگر هم فرض بگیریم که این بند اساسنامه بند مناسبی نیست. (در حالی که الان چیزی که در اساسنامه وجود دارد و ظاهرا بر اساس تصمیم هیات موسس تصویب شده است و به این معنی است که خود انجمن فرض را بر این گرفته که در صورتی که هیات مدیره نتواند این تعداد روزنامه نگار عضو را برای حضور در جلسه قانع کند، هیات رئیسه از مشروعیت ساقط می شود) حالا می توانستند اساسنامه را از سال 80 که این مشکل پیش آمد، با وزارت کار حل کنند.

اما معنایی که به باور من در توجیه های مدیریت فعلی انجمن پنهان است، این است که تا سال 84، چون وزارت کار آشنایمان و از یک یک جناح سیاسی بوده ایم، مشکل نداشتیم ولی این وزارت کار جدید با ما کنار نمی آید. به نظرم این نوع توجیه ها نقض غرض بزرگی ست. هیات مدیره انجمن می بایست به محض بروز مشکل، نسبت به اصلاح اساسنامه در دولت قبلی اقدام می کرد، نه آن که به مدت 7 سال این مشکل را از دیده دیگران پنهان کرده و موجب شود وقتی به فکر چاره جویی بیفتند که آب از سر گذشته باشد.

3- فکر می کنم آقای مزروعی در جایگاه ریاست انجمن، تفکیک شخصیت حقیقی و حقوقی را بلد نیست. تاجایی که نظرهای سیاسی خود را هم به عنوان منتخب روزنامه نگاران بیان می کند. از جایی که مثلا به تفکیک می پردازد که فلان روزنامه ی جناح «مقابل!»، بیشتر از روزنامه های این طرفی از مواهب صنفی برخوردار بوده است (که اصلا چنین تفکیکی نشان دهنده ی غیر دموکراتیک بودن تفکر مدیریت انجمن است).

4- آقای مزروعی به عنوان نماینده ی اکثریت روزنامه نگاران، وقتی با انتقاد های روزنامه نگارانی که دلیل حضور نیافتن اعضا را بی توجهی انجمن به خواسته های صنفی شان می دانند موضع می گیرد که امکان ندارد به خواسته ای رسیدگی نشده باشد، وقتی یکی دست بلند می کند و می گوید که در زمینه ی مشکل خبرنگاران سینمایی، انجمن هیچ انتقادی نکرده است. بهانه می آورد که کتبی اعتراض نکردید و نامه ننوشتید. و اگر کسی کتبی درخواستی داده که رسیگی نشده همین جا اعلام کند. آن گاه آقایی با مشخصات کامل به نامه ای اشاره می کند که در ارتباط با مشکلی که با مدیر مسئول داشته به صورت کتبی نوشته و در انجمن موجود است. پاسخی که از خانم مفیدی و آقای مزروعی می شنود این است که : این مسائل را ببیاید در اتاق بالا، بررسی می کنیم.

در حال حاضر، انجمن با مشکل حاد ی روبرو ست. مشکلی که وضعیت کنونی اش را چه آن را تقصیر وزارت کار بدانیم و چه ندانیم، بخش بزرگی از مسئولیت آن، بر عهده ی سوء مدیریت انجمن رد سال های گذشته است. یازده سال مدیریت بر انجمنی که 7 سال از آن مدیریت، با شک و شبهه قانونی و اساسنامه ای مواجه است، چندان نمی تواند مدیریت افتخار برانگیزی باشد. آقای مزروعی و دوستانشان، ظاهرا ژست «دموکراسی» می گیرند و می گویند که اصراری به ماندن در جایگاه مدیریت ندارند. بهتر نیست با استعفای دسته جمعی گروه فعلی، راه برای برگزاری یک انتخابات فراگیر صنفی که بتواند نصف + 1 اعضا را گرد هم آورد باز کنند؟ بدون شک در آن صورت، اگر انجمن هم منحل شد، هیات مدیره ی فعلی می تواند بر خود ببالد که راهی را که ظاهرا با هدف رسیدن به خواسته های صنفی، با روش دموکراتیک آغاز کرده بود، به شیوه ای دموکراتیک نیز به پایان (پایانی البته ناخوش آیند) برده است.
این انجمن، صنفی نبود
30/06/2008 10:56:12
نقد نیما به‌جا و مسموع است. من هم قصد داشتم موارد مشابهی رو برای گزارش مرضیه رسولی از صحبت‌های مزروعی در انجمن‌صنفی بنویسم که نیما کامل‌ترش رو نوشته این‌جا.

من اساسا نمی‌توانم بفهمم انجمنی که روزنامه‌نگاران آن‌لاین و چندرسانه‌ای را روزنامه‌نگار حساب نمی‌کند، حمایتش عمدتا شامل‌حال روزنامه‌نگارهای سیاسی و اجتماعی می‌شود و نه حوزه‌های دیگر، و کسانی در راس آن قرار دارند که بیشتر به عنوان چهره‌هایی سیاسی شناخته می‌شوند تا چهره‌های مطبوعاتی و روزنامه‌نگار، و سرانجام نمی‌تواند عده‌ای بیش از 50نفر را برای انتخابات هیئت‌مدیره‌اش دور هم جمع کند، چه‌طور می‌تواند این‌طور همه‌چیز را به گردن دعواهای سیاسی بیندازد و در ریشه‌یابی علت این برخورد وزارت کار، تلاش کند نیت‌خوانی‌های عجیب‌وغریب «کیهان»منشانه‌ای کند که بیشتر از جایگاه سیاسی اعضای هیئت‌مدیره‌اش برمی‌آید تا جایگاه روزنامه‌نگارانه‌شان.

نیک‌آهنگ کوثر، روزنامه‌نگار ایرانی مقیم کانادا که زمانی به عنوان بازرس این انجمن به اصطلاح صنفی فعالیت می‌کرده، در وب‌لاگش به‌خوبی به اصل قضیه اشاره کرده است.

اگر آقای مزروعی بیش از آن‌که دنبال بهره‌برداری سیاسی از این ماجرا باشد، واقعا دنبال زنده‌نگه‌داشتن این انجمن و کمک‌کردن به روزنامه‌نگاران باشد، همان کاری را بکند که نیما پیش‌نهاد داده است: هیئت‌مدیره استعفا کند و راه را برای انتخاباتی قانونی برای این انجمن باز کند. مادامی که اساس‌نامه‌ای در کار است و روزنامه‌نگارها خودشان حواس‌شان جمع است، لازم نیست ایشان نگران باشد که انجمن به دست "آن‌طرفی"ها بیفتد!

شعار «ملت قیم نمی‌خواهد» که بارها از طرف آقای مزروعی و جریان سیاسی متبوع ایشان مطرح شده، به همان اندازه لایق روزنامه‌نگاران است: «روزنامه‌نگار، قیم نمی‌خواهد!»

همه این نقدها، منکر برخوردهای جناحی و سیاسی با روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها از جانب دولت نهم نیست. به نظر من هم احتمال دارد وزارت کار بنا داشته باشد این انجمن را به هر روشی که شده منحل کند، اما بهانه‌ای که آن‌ها برای انحلال این انجمن مطرح می‌کنند، آن‌قدر قوی است که اتهام را بیشتر متوجه هیئت‌مدیره فعلی انجمن می‌کند.

کاش روزی برسد که هیچ‌کس بنا ندشته باشد روزنامه‌نگاران، ارگان روابط‌عمومی‌اش باشند؛ نه حکومت و نه احزاب و گروه‌های سیاسی.

نکته دیگه این‌که نحوه پوشش این خبر در رسانه‌های داخلی و خارجی فارسی‌زبان، محک خوبی بود درباره میزان رعایت بی‌طرفی و دقت در تولید یک خبر. متاسفانه روزنامه‌نگارهای ایرانی اغلب از پس این کار برنیامدند و با دخالت‌دادن گرایش‌های سیاسی و منفعت صنفی خود (که من نیز در آن با ایشان هم‌داستان هستم)، خبرهای یک‌سویه و جانب‌دارانه بیرون دادند.

در این باره مشخصا از بی‌بی‌سی‌فارسی جای گله هست که چرا در پوشش خبری این برخورد وزارت کار با انجمن‌صنفی، بر خلاف اصول و آیین‌نامه‌های خود، کمتر توجهی به انتقادهای روزنامه‌نگاران منتقد رویه انجمن و همچنین ادله و حرف‌های وزارت کار نشان داد.

به نظرم حفظ بی‌طرفی و عینیت وقتی دشوارتر و مغتنم‌تر است که منافع خود روزنامه‌نگار در آن موضوع دخیل باشند.
راهی برای حفظ آبرو
30/06/2008 10:58:41

خيلي جالبه با هر روزنامه نگاري كه درباره انجمن صنفي صحبت كردم بر ناكارآمدي و سياسي بودن اعضاي اين انجمن تاكيد كرده

اينكه همه با ماهيت انجمن صنفي اشنا هستند نكته جديدي نيست اما هيچ وقت يك ائتلاف قوي از روزنامه نگاران شكل نگرفت كه فارغ از مسائل سياسي كانديدا شوند

به نظرم بقاي اين انجمن زماني حفظ مي شود كه روزنامه نگار به معناي روزنامه نگار و نه طرفدار يك حزب سياسي از حق ساير هم صنفانش دفاع كند

اگر فلان روزنامه نگار از روزنامه رسالت در معرض خطر باشد و همه هم صنفي هايش از او حمايت كنند او نيز همين كار را خواهد كرد

راهی برای حفظ آبرو
30/06/2008 11:27:34

1- هادی جان، انتقادی که به نظرت دارم (برخلاف بخش اصلی اش که با تو موافقم) این است که اصلا مساله این نیست که ما بخواهیم بگوییم روش «کیهان»ی ست یا نیست. چرا که به نظرم همین اصطلاح هم نشان دهنده ی این است که در مسائل صنفی نگاه سیاسی داریم. دوست من، در این جا میان روزنامه های دولتی کیهان، اطلاعات، جام جم، و خصوصی رسالت، نوروز، بنیان، جامعه، ماهنامه سینمایی فیلم، ماهنامه منتق دو متمایل به چپ نقد نو و ماهنامه ی اصول گرای راه نباید فرقی باشد، به نظرم در بحث هایمان نمی توانیم با ارزش گذاری نسبت به این نشریات، روش های آن ها را نام گذاری کنیم و در مسائل صنفی از این عبارات استفاده کنیم. چه آن که مثلا جایگاه حرفه ای و شغلی فردی که در روزنامه جام جم با تمایلات راست کار می کند از خیلی از نظر ها با افرادی که در روزنامه ای مثل اعتماد کار می کنند بهتر هم باشد.

2- اما درباره ی مسائلی که گفته ای، انجمن مشکلات زیاید دارد، که یکی اش به روز نبودن است. وقتی آقای عیسی سحرخیز در زمان انتشار روزنامه ی بنیان به من می گویند که ما تازمانی که اجازه داشته باشیم روزنامه نگاری کنیم، به اینترنت نمی آییم. یعنی اصلا روزنامه نگاران اینترنتی را نمی خواهد به رسمیت بشناسد. انجمن فراگیر روزنامه نگاران، انجمنی ست که در آن همان طور که فرقی میان کیهان و جامعه و آریا و شرق و یاس نو نیست، فرقی هم میان روزنامه نگار آن لاین، روزنامه نگار مکتوب یا گزارشگر تلویزیونی نباشد.

3- ما در این جا انجمنی داریم به نام انجمن «دفاع از آزادی مطبوعات» که بار ها جلساتش را در همین انجمن صنفی برگزار کرده است و محمود شمس الواعظین، روزنامه نگار مشهور مشغول به فعالیت است و در هفته یکی دو شب حداقل با رسانه های خارجی از این منظر صحبت می کند. اما وقتی کیان انجمن صنفی روزنامه نگاران به خطر می افتد، حتا زحمت حضور در جلسه ی اعتراضی را هم به خود راه نمی دهند. آن وقت چطور می توان توقع داشت که وقتی رئیس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، که از دوستانی با تمایلات سیاسی مشابه مدیریت فعلی است، حتا چند ساعت وقت برای حضور در جلسه ی به این مهمی اختصاص نمی دهد، روزنامه نگاران جزءی تر که اهداف سیاسی با مدیریت فعلی ندارند و فقط از نظر شغلی با آن ها در یک صنف هستند، به این گروه اعتماد کرده و مرتب در جلسات حضور داشته باشند؟

4- متاسفانه فعالیت های گتگ مدیریت انجمن در سال های گذشته به همین یک مورد خلاصه نمی شود. ماجرای لپ تاپ های اهدایی رئیس جمهور پیشین، که در فضای گنگ و نا شفاف، به انجمن سپرده شده بود و مدیریت انجمن از عهده ی مدیریت آن مساله بر نیامد خود نشانه ی دیگری از عدم اهتمام جدی مدیریت انجمن به مسائل این چنینی ست.

5- روزنامه نگاری را می شناسم که به خاطر آن که برای پوشش خبری مسائل انجمن صنفی نظریات وزارت کار را هم پوشش داده است معتقد است انجمن به عضو کردن او نپرداخته است. آن وقت چطور می توان توقع داشت که وزارت کار یا هر جای دیگری که مسائل صنفی روزنامه نگاران برای آن در شعار در اولویت نیست، رفتاری بهتر از این با روزنامه نگاران داشته باشد؟

6- هادی جان، در چیزی که نوشته ای، حداقل روزنامه نگارانی که باید حضور داشته باشند را 50 نفر ذکر کرده ای که فکر می کنم اشتباه است. در حال حاضر می بایست نصف + 1 اعضا حضور داشته باشند. اما برای جلسه ای که در اعتراض به وضعیت انجمن شکل گرفت تنها کمی بیشتر از 50 نفر (که با اغراق شاید بشود آن ها را صد نفر دانست) حضور داشتند.

7- مدیریت انجمن با اتهام افزایش صوری تعداد اعضا مواجه است. اتهامی که فکر می کنم بهتر است هر چه زودتر از خودش رفع کند. درباره ی روش حقوقی این کار اطلاعی ندارم که آیا چنین چیزی امکان پذیر هست یا نه.

8- مصطفی قاجار عزیز، مدیریت انجمن معتقد است که هرگونه درخواست از روزنامه نگاران عضو برای بر زمین گذاشتن قلم ها در یک روز، به نفع جناح «مقابل» (که باز هم می گویم ریشه در نگاه جناحی مدیریت انجمن دارد) تمام می شود. در مقابل برخی به دنبال رفتار های تند هستند که ممکن است کیان انجمن های بعدی را هم به خطر بیندازد. به نظرم مسالمت آمیز ترین شکل ممکن این است که انجمن توسط مدیریتی متنوع (از روزنامه هایی با گرایشات مختلف) تشکیل شود. مسلما اگر بیژن مقدم جناح راست، کنار زید آبادی جناح اصلاح طلب و در کنار گلمکانی مستقل قرار بگیرد، آینده ی بهتری برای روزنامه نگاران می شود تصور کرد.


این انجمن، صنفی نیست
30/06/2008 11:33:46
نیماجان!

ممنون که درباره برچسب "کیهان‌منشانه" که در نظرم استفاده کردم، به‌ام تذکر داده‌ای. درست می‌گی. در چنین موردی باید روزنامه‌نگار را صرفا روزنامه‌نگار دید، نه با پس‌وند رسانه‌ای‌اش.

منظورم از اشاره به 50 نفر همین بود که تو نوشته‌ای. از قرار معلوم، در آخرین نشست انجمن با اعضایش که در حکم تیر خلاص به وجاهت قانونی این انجمن بود، عده‌ای نزدیک به همین تعداد در جلسه حاضر بوده‌اند.

سوال من فعلا اینه که به نظر شما چه‌طور می‌شه به عنوان یه روزنامه‌نگار، پیش‌نهاد نیما (استعفای مدیران سیاسی فعلی انجمن) رو جدی‌تر مطرح کرد و پی‌گیر عملی‌شدن‌اش شد و در عین حال انتقادها به رویه انجمن رو هم پوشش داد، ولی متهم به همراهی با "جریان اقتدارطلب و تندروی حاکم بر دولت فعلی" نشد؟!
این انجمن، صنفی نیست
30/06/2008 11:53:42
به نظرم اتفاقی که در حال حاضر در حال رخ دادن است، این است که دوگانه ی «کارگر-کارفرما» توسط مدیریت انجمن در حال تبدیل به دوگانه «چپ-راست» یا «موافق دولت-منتقد دولت» است.

این اتفاق بخشی اش با حکم و نامه وزارت کار به میان آمده و بخشی دیگر توسط مدیریت فعلی شکل گرفته و آن ها در حال استفاده از امکانات عمومی روزنامه نگاران (امکانات انجمن) به نفع این تغییر جهت هستند.

در این دوگانه ی جدید، آن چه مورد غفلت قرار می گیرد وظیفه انجمن است که به عنوان یک انجمن کارگری در وزارت کار و نهادهای دیگر ثبت شده  و هدف آن باید رسین به حق کارگر در مقابل کارفرما (مدیریت روزنامه ها و مدیران مسئول آن) باشد.

این جا، انجمن روزنامه نگاران مستقل نیست که دولتی بودن در آن مذموم باشد. و وقتی هم که قرار نباشد میان نشریات مرزبندی کنیم، پس هیچ اشکالی هم ندارد که تعدادی روزنامه نگار با هر گرایشی ، حتا آن هایی که از طرف خیلی ها با انگ «دولتی بودن» با «راست بودن» مواجهند در مدیریت انجمن سهیم شوند. چرا که مهم این است که گروهی بتوانند مدیریت انجمنی را بر عهده بگیرن که یازه سال است در دست گروه خاصی ست و البته ممکن است بسیاری مسائل دیگر هم در آن پوشیده مانده باشد، که از گروه های مختلف فکری باشند و دغدغه ی آن ها نه مبارزه ی سیاسی، نه رسیدن به اهداف اصلاح طلبانه یا اصول گرایانه، که تنها حمایت از حقوق صنفی روزنامه نگار کارگر، در مقابل روزنامه دار کارفرما باشد.
این انجمن، صنفی نیست
30/06/2008 21:38:49
بسیار شیرین خواهد بود اگر صنفی آن‌گونه که ایده‌آله و به دور از نظام‌های صنفی تشکیل بشه. اما سؤال اصلی اینه که آیا طرفین قاعده بی‌طرفی رو در این بازی مراعات می‌کنن یا نه.
فرض را بر این می‌ذاریم که هیأت مدیره فعلی با گرایشات اصلاح‌طلبانه تسلیم این بشه که استعفا بده و یک انتخابات جدید انجام بشه. به نظر شما دردناک‌تر نخواهد بود اگر ترکیب جدید با روش‌های آشنای انتخابات کشوری حاصل بشه، اعضا به هر نحوری در قانون (مرامنامه یا هر چیز مشابه) دستکاری کنن و طبق قوانین جدید نظارت استصوابی تعیین بشه. در گام بعدی همه این ناملایماتی که بر عده‌ای روا رفته در جهت عکس بر عده‌ای دیگر اعمال بشه؟
تا حالا فکر کردیم که روش‌های این‌چنینی و خالی کردن میدان شاید یکی از معدود اماکن مدافع یک عده از روزنامه‌نگاران رو هم در دست جناح مقابل قرار می‌ده؟ آیا این نسخه‌ای که داریم می‌پیچیم و صد البته در حالت ایده‌آل و در یک جامعه دموکراتیک خیلی هم خوبه، برای وضعیت فعلی مناسب هست یا نه؟
این انجمن، صنفی نیست
01/07/2008 06:48:14
درسته که باید به ظرفیت‌های موجود هم توجه کرد و از حداقل‌ها هم استفاده کرد، اما اگه اتفاقی که نیما حدس می‌زنه بیفته (تسلط انحصارطلبانه عده‌ای دیگه بر انجمن) نهایتا به جایی می‌رسیم که همین‌حالا هستیم! در آن صورت دیگه باید رفت دنبال تشکیل یه نهاد موازی و موثرتر... واقعا چه راه دیگه‌ای هست برای این‌که روزنامه‌نگارها رو قانع کنیم بار دیگه کنار هم جمع بشن، جز کناررفتن کسانی که الآن نزد روزنامه‌نگارها به سیاسی‌کاری معروف‌اند؟!
این انجمن، صنفی نیست
01/07/2008 17:37:46
من با اغلب انتقادات مطرح شده در باره انجمن موافقم اما فکر می کنم در حال حاضر بهترین راه برای کمک به بهتر شدن انجمن کمک به ماندن آن است. البته مشکلات موجود در انجمن را بیشتر ناشی از محیطی می دانم که در آن زاده شده و رشد کرده است. در محیطی که انجمن به سر می برد دموکراسی سازمانی هم شرایطی مستقل از دموکراسی در جامعه ندارد.
این انجمن، صنفی نیست
03/07/2008 23:25:15
انجمن صنفی، زمانی می‌تواند واقعا اعضای صنف را در برگیرد که تکلیف خبرنگاران و تهیه‌کنندگان صدا و سیما و اعضای تحریریه‌های خبرگزاری‌های مختلف و نیز همکاران وبسایت‌های خبری امکان عضویت در آنرا داشته باشند. از سوی دیگر، وقتی رئیس انجمن روزنامه‌نگاران را به این طرفی و آن طرفی تقسیم می‌کند، یک جای کار حتما عیب دارد! تقسیم‌بندی حزبی برای انجمن صنفی سم است. اگر انجمن ۴۰۰۰ عضو دارد و حداکثر یک پنجم این تعداد در مجمع عمومی شرکت می‌کنند، باید گفت که این انجمن و هیات مدیره‌اش، فاقد مشروعیت هستند. فقدان مشروعیت را با سیاسی بازی نمی‌توان پنهان کرد.
این انجمن، صنفی نیست
04/07/2008 04:57:32
در جامعه که روزنامه نگاری ، اغلب فرمایشی است ، همان بهتر که انجمن صنفی نمی دونم چی چیش هم بسته بشه ، بره پی کارش . زیاد سخت نگیرید ، رگه غیرتتون هم ورم نکنه .
این انجمن، صنفی نیست
04/07/2008 05:27:29
دوست عزیز به هر حال این واقعیت موجود روزنامه نگاری ما است و نباید نسبت به بهتر کردن شرایط در حدی که امکان پذیر است بی تفاوت بود. همانطور که من در یادداشت اشاره کرده ام هردو جریان سازگار با اوضاع به ظاهر قانونی و جریان ناسازگار با این  اوضاع فرمایشی - به تعبیر شما- دلایل خود را دارند و باید در جریان کار مشترک از توانایی های هردو جریان برای پیشبرد روزنامه نگاری ایران بهره برد. حذف یکی به سود دیگری نخواهد بود.