آقای رمضانپور توضیح خوبی در مورد پشتمیزنویسی دادند. نکته شاخص آن هم این بود که به طور معمول گزارشگر یا خبرنگار برای زدن حرف خودش از زبان دیگران از این روش استفاده میکردند و میکنند؛ اما در این گزارش خاص من جایی احساس نکردم که این طور باشد.
بخشی از کار نوشتن به جمعآوری اطلاعات تکمیلی اختصاص دارد. اینترنت این راه را بسیار آسان کرده است.
گزارشگر موضوع خود را براساس سلیقهاش انتخاب میکند که ممکن است به مذاق برخی خوش بیاید و به مذاق گروهی از مخاطبان نه. اتفاقی که در مورد همه گزارشها، خبرها و یادداشتها وجود دارد.
ابزار تهیه مطالب را نیز گزارشگر است که انتخاب میکند که این ابزارها باید با اساس کار تهیه خبر و گزارش منطبق باشد.اطلاعات صحیح باشد و اصالت آن مورد تایید.
اگر اشتباه نکنم چند ماه پیش چنین بحثی در مورد گزارش هادی هم شکل گرفت.یک بخش از آن مربوط به این بود که چرا به روزنامه نرفته و از فضای آنجا تصویر زندهای نداده است. از آبدارخانه گرفته تا تحریریه. مسلما این شکل دیگری از آن گزارش میتوانست باشد و زبان بیان آن هم با آن چه هادی انتخاب کرده بود متفاوت بود و هدف نوشتن آن نیز. اما گزارشگر براساس طرحی که از گزارشش داشت،این بعد را انتخاب کرده بود و به آن پرداخته بود.
در مورد گزارش اخیر گیتی من جای جاهطلبی ندیدم. اتفاقاً اگر این فرض را هم بپذیریم که برای ارضای حس جاهطلبیمان مینویسیم و چون این جا یک مکان کارگاهی برای تمرین و نقد است، جای خوبی را انتخاب کردهایم. حداقل فایده آن این است که متوجه میشویم بازخورد یک مطلب چگونه است. فضای کارگاهی فضای تمرین و یادگیری است برای همه ما که مینویسیم. میخوانیم. نقد میکنیم و نقد میشویم.