2008 اکتبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:
باز هم پشت میز !
04/07/2008 04:59:22

باز هم گزارش پشت میزی .

گزارشهای پشت میزی ارزش خاص خود را دارند ولی با وجود سوژه های فراوان دیگر ، به نظرم کار کردن روی آنها اصلا اولویت ندارد.

باز هم پشت میز !
04/07/2008 08:56:45

منظور از اولويت دقيقاً چيست؟ به نظر من روزنامه‌نگار نسبت به دغدغه‌هاي خودش به انتخاب سوژه‌ و تهيه يك گزارش دست مي‌زند. نحوه پرداخت هم به ماهيت سوژه و امكانات بستگي پيدا مي‌كند. يعني تعيين اولويت به نويسنده بر مي‌گردد. اشتباه فكر مي‌كنم؟

باز هم پشت میز !
04/07/2008 10:06:28

علی جان،

باید بگویم که از نظر من این سوژه اهمیت داشت. به این دلیل که بیشتر رسانه ها چشم شان به دنبال قهرمان جام - اسپانیا - است و شاید کمتر به موفقیت ترکیه و روسیه توجه کنند، در حالیکه مربی این دو تیم واقعا کار بزرگی انجام دادند و بی انصافی بود اگر گزارشی در باب این دو مربی نوشته نمی شد و از ارزشی که این دو مربی برای ترکیه و روسیه دارند، صحبت نکرد.

اما در مورد پشت میزی بودنش، باید بگویم راه دیگری نداشتم و امکان این نبود که رو در رو با مربیان دو تیم و چند نفر دیگر صحبت کنم. البته یک قسمت از این گزارش پشت میزی نبود، آن هم صحبت با هواداران ترک است. من از نزدیک با چند تن از فوتبال دوستان ترکی حرف زدم و نظرشان در این مورد پرسیدم.

باز هم پشت میز !
04/07/2008 13:30:47

با وجود این همه سوژه ، به نظرم اولویت بندی درست  برای تهیه گزارش آن است که به سراغ دمه دست ها برویم نه سراغ آنهایی که چون به منابع دسته اول دسترسی نداریم ، تنها به اطلاعات دسته دوم و سوم بسنده کنیم .

مگر هرچه به ذهن آمد را باید به راحت ترین شیوه ی ممکن نوشت ، این نوعی بی تعهدی نسبت به مخاطب است به نظرم .

در باره گزارش پشت میزی
05/07/2008 05:13:22
گزارش پشت میزی برچسبی است که در روزنامه نگاری زاده دوران تاریخی است که خبرنگاران برای تهیه گزارش های خود باید به حوزه های خبری خود و به ویژه به سطح شهر می رفتند. شکل بسیار منفی این گو نه گزارش نویسی حالتی بود که برخی روزنامه نگاران در روزنامه می نشستند و برای زدن حرف های خود آن را از قول شخصیت های ساختگی در گزارش نقل  می کردند. شخصیت هایی که در گزارش با عبارت « فلانی ... می گوید...» بازگو کننده اطلاعات روزنامه نگار بودند. بعد ها در ایران و بیشتر از سوی نسلی از روزنامه نگاران قدیمی در کیهان و اطلاعات این اصطلاح در آموزش و نقد کار خبرنگاران جوان بسیار به کار گرفته شد.
بی آن که وارد بحث در ریشه این برچسب شویم می توانیم در یابیم که این برچسب بر کاستی ناشی از نبودن امکان حضور مستقیم گزارشگر در صحنه رخدادی که از آن سخن می گوید تاکید دارد.
دوستی که در نقد گزارش گیتی به این اصطلاح اشاره کرده است آن را به صورت گزارشی که بر  اطلاعات دست اول متکی نیست تعریف کرده است.
من بی آن که بخواهم جنبه درست این نقد  را که اشاره به موقعیت  روزنامه نگار در دسترسی به اطلاعات دارد نادیده بگیرم می خواهم این پرسش را مطرح کنم که آیا بسیاری از گزارش هایی که در حال حاضر روزنامه نگاران تهیه می کنند از پشت میز نیست؟ و حتی از آن بیشتر بسیاری از آنان متکی بر اطلاعاتی نیستند که در دنیای امروز امکان دسترسی به آن برای بسیاری از افراد وجود دارد و  دست اول بودن  محسوب نمی شوند؟
نباید نادیده بگیریم که تدوین گزارش خبری در حدود ۱۰۰۰ یا ۱۲۰۰ کلمه در باره موضوعی که اطلاعات پراکنده بسیاری در باره آن وجود دارد چندان کار آسانی نیست و از آن بیشتر یکی از وظایف روزنامه نگار در پاره ای اوقات است.
درباره گزارش پشت‌میزی
05/07/2008 11:43:37
آقای رمضان‌پور به نکته‌ای اشاره کرده‌اند که به توجه به سابقه عملی و نظری ایشان در روزنامه‌نگاری، جای توجه و تامل دوستانی را دارد که میل دارند روزنامه‌گار بشوند. با این حال به نظرم جای چنین بحث‌هایی در کارگاه بهتر است تا این‌جا. خوب است این بحث به کارگاه منتقل شود تا آن‌جا مبسوط به‌اش بپردازیم.
پشت میز روزنامه بشینید نه پشت میز در کارگاه آموزشی
05/07/2008 15:12:32

دوستان ،

بنده می دونم که امکان دسترسی به خیلی چیزها ف سوژه ها ، منابع و افراد  نیست ! ولی اینجا مجله ی کارگاهی است . کارآموزانش ( از جمله خودم ) باید روزنامه نگاری را یاد بگیرند .بهترین شیوه ی یادگرفتن روزنامه نگاری ، در محل بودن و آب دیده شدن است . اگر گیتی صرفا مطلبش را چاپ کرده که چاپ کرده باشد و سک سکی کرده باشد ، من حرفی ندارم ولی اگر قراره اینجا کارگاه باشه و توش روزنامه نگاری یاد بگیریم ، باید صرف " علاقه به کارکردن موضوع " رو ولو از پشت میز کنار گذاشت و برای تجربه کردن سوژه های ناب تر و بکر تر و پر زحمت تر را انتخاب کرد . دست کم این شیوه اییست که من  انتخاب کردم و سعی می کنم در این پروژه ی کارگاهی ، از آن بیاموزم . آخه اگر اینجا کارگاه آموزشیه ، باید کارآموزانش هم ، کارهاشون رو در جهت کار +آموزی ارایه بدن . در این راستا باید به خودشون فشار بیارن ، سختی بکشن . اینکه فلان موضوع رو دیدم کسی در موردش حرفی نمی زنه ، من اومدم نوشتم که نشد " کاره کارگاهی ! " . شما می تونستید برید تو  دمه دست ترین روزنامه ی حوالیتون ، بدین این مطلب رو با انگیزه ی " دیدم کسی در موردش کار نکرده " کار کنید . ظاهرا جاه طلبی داره جای خاصیت کارگاهی بودن زیگزاگ رو میگیره

آقای رمضانپور من حتمن باید از سردبیر سایت خواهش کنم شما رو هم در مورد دلیل راه اندازی شدن این مجله و پروژه توجیه کنن . توضیحاتتون در مورد صرف " پشت میزی " بودن جالب بود ولی شما این مساله را بدون رعایت موقعیت زیگزاگ عنوان کردید . جا دارد که بندی به آن از برای توصیه به ما کارآموزان اضافه کنید .

به هر حال پشت میز موفق باشید .

اما در مورد اظهار نظر هادی :

هادی جان ، ذوق زده نشو . من همچنان منتتظر مطلبی از تو هستم که از جایی به جز پشت میز کار یا تخت خوابت تهیه شود .

 

...
05/07/2008 15:42:00
آقای رمضان‌پور بحث تازه‌ای را آغاز کرده بود که من هم در تکمیل آن نظرم را نوشتم. اما نمی‌دانم چرا آن بحث، به زیر بحث قدیمی‌تری انتقال داده شد.
در باره گزارش پشت میزی
05/07/2008 19:31:40

آقای رمضان‌پور توضیح خوبی در مورد پشت‌میزنویسی دادند. نکته شاخص آن هم این بود که به طور معمول گزارشگر یا خبرنگار برای زدن حرف خودش از زبان دیگران از این روش استفاده می‌کردند و می‌کنند؛ اما در این گزارش خاص من جایی احساس نکردم که این طور باشد.

بخشی از کار نوشتن به جمع‌آوری اطلاعات تکمیلی اختصاص دارد. اینترنت این راه را بسیار آسان کرده است.

گزارشگر موضوع خود را براساس سلیقه‌اش انتخاب می‌کند که ممکن است به مذاق برخی خوش بیاید و به مذاق گروهی از مخاطبان نه. اتفاقی که در مورد همه گزارش‌ها، خبرها و یادداشت‌ها وجود دارد.

ابزار تهیه مطالب را نیز گزارشگر است که انتخاب می‌کند که این ابزارها باید با اساس کار تهیه خبر و گزارش منطبق باشد.اطلاعات صحیح باشد و اصالت آن مورد تایید.

اگر اشتباه نکنم چند ماه پیش چنین بحثی در مورد گزارش هادی هم شکل گرفت.یک بخش از آن مربوط به این بود که چرا به روزنامه نرفته و از فضای آنجا تصویر زنده‌ای نداده است. از آبدارخانه گرفته تا تحریریه. مسلما این شکل دیگری از آن گزارش می‌توانست باشد و زبان بیان آن هم با آن چه هادی انتخاب کرده بود متفاوت بود و هدف نوشتن آن نیز. اما گزارشگر براساس طرحی که از گزارشش داشت،این بعد را انتخاب کرده بود و به آن پرداخته بود.  

در مورد گزارش اخیر گیتی من جای جاه‌طلبی ندیدم. اتفاقاً اگر این فرض را هم بپذیریم که برای ارضای حس جاه‌طلبی‌مان می‌نویسیم و چون این جا یک مکان کارگاهی برای تمرین و نقد است، جای خوبی را انتخاب کرده‌ایم. حداقل فایده آن این است که متوجه می‌شویم بازخورد یک مطلب چگونه است. فضای کارگاهی فضای تمرین و یادگیری است برای همه ما که می‌نویسیم. می‌خوانیم. نقد می‌کنیم و نقد می‌شویم.  

در باره گزارش پشت میزی
06/07/2008 02:20:10

باز به بیراهه رفتیم . بحث من اینه که سایت داره میشه پر از گزارشهایی که صرفا نوشته میشن . تاثیر کمتری در آموزش و استفاده از فرصت به دست آمده ی کارگاهی دارن . صرفا نوشته می شن . الا ماشاللله هم که همه خودشون رو خبرنگار بی بی سی می دونن . بحث اینجاست که اگر اینجا کارگاه آموزش روزنامه نگاری است صرف نوشتن مهم نیست ، نوشتن به گونه ای که تاثیری هم در تریبت شدن داشته باشه مهمه به نظرم . شعار دادنم بزاریم کنار که این فرصتی است که به هر حال نقد شویم و نقد کنیم .... تا حالا چندین و  چند مدل گزارش از پشت میز یا روی کابینت آشپزخونه اومده بیرون و نقد شده .

نمی دونم شاید دارم آش رو شور می کنم و همینطور باری به هر جهت بهتره . ولی به شدت فکر می کنم فرصت به دست اومده ، صرفا برای انجام کارهایی است که در آن فرصت برای اشتباه کردن داریم . البته اگر دوستان خودشان را صرفا نویسنده و نه کارآموز کارگاه می دانند بحث متفاوت است .