امروزه با کوچک شدن دنیا و مطالعه روی هر موضوعی می توان به نتایج واقع گرایی دست پیدا کرد و لزومی ندارد برای درک وضعیت دمکراسی فرد در غرب زندگی کند .به نظرم توقعی که از تعریف دمکراسی داریم تا حدود زیادی دست کم به نسبت جهان سوم در غرب رشد قابل قبولی داشته و اثار مثبتی برای مردم به ارمغان اورده است .اگر بخواهیم موضوع را با بحث هایی مثل سرمایه داری و تجارت ازاد ارتباط دهیم باید بپذیریم مدل های اقتصادی غرب موفقتر از مدل های امتحان شده در گذشته و بلوک شرق است هر چند ممکن است عوارض و معایب قابل بحثی هم داشته باشد .
توجه به حقوق شهروندی و ازادی های اجتماعی و سیاسی و رد انحصار طلبی در بازار ازاد برای رشد اقتصادی مشارکت احزاب در سرنوشت سیاسی کشور برابری همه در برابر قانون از فاکتورهای رو به رشد دمکراسی غربی محسوب می شود که به احتمال زیاد در همه جا به یک اندازه عملی نشده است ولی راهی که میروند بر مبنای احترام به حقوق بشر خواهد بود .
مبنای بحث ما گذشته سیاسی غرب در زمان جنگهای جهانی اول و دوم نیست ان دوران تمام شده و دوران جدید را باید با فاکتو رهای جدید تحلیل کرد .دنیای امروز دنیای جدیدی است .دهکده کوچکی که با تحلیل های جنگ جهانی دوم نمیشود در باره ی وضعیت امروز حرف درستی زد.باید به تاریخ نیم نگاهی داشت ولی شرایط را با توجه به تغییرات به وجود امده تحلیل کرد.
به نظرم بهتر است نسبت به ارمان دمکراسی خوش بین باشیم ارمانی که اگر چه درراه پر فراز و نشیبی که می رود با مشکلات و مسایل زیادی روبرو شده و خواهد شد ولی دمکراسی راهی است که حداقل توی دنیای امروز می تواند امیدی برای احقاق حقوق مردم از حاکمیت باشد .
فرشید