2008 نوامبر 21
نام کاربری: کلمه عبور:
شاید من اشتباه می‌کنم
01/10/2008 15:04:17
شاید من اشتباه می‌کنم
اما پاراگراف دوم و مخصوصاً سوم این مطلب، شباهت عجیبی به بند دوم و سوم مطلبی دارد که قریب به یک ماه قبل درباره سارا پیلین در وبلاگم نوشته بودم.
باز هم شاید من اشتباه می‌کنم.
اشتباه نمی‌کنی، اما...
01/10/2008 23:02:51
بهرنگ‌جان؛
درباره شباهت این دو پاراگراف اشتباه نمی‌کنی اما نکته مهم این است که اطلاعات این دو پاراگراف را تو هم «نقل» کرده‌ای. من هم صرفا به همان اطلاعات اشاره کرده‌ام.

البته نمی‌توان انکار کرد که چون وب‌لاگت را می‌خوانم، این اشاره به «مک‌کین جوان» را اول روی وب‌لاگ تو خواندم و بعد آن را با منابع دیگر دابل‌چک کردم و همان‌طور که می‌بینی از ترجمه‌ای هم استفاده کردم که به نظرم درست‌تر و گویاتر و فارسی‌تر است؛ نه همان ترجمه تو.

به نظرت صرف شباهت این دو پاراگراف در نقل دو فکت، نشان‌دهنده چیز خاصی است؟!

این‌جا برای من سوالی پیش می‌آید: اگر من از روی یک منبع ثانویه مثل وب‌لاگ تو به منبع دیگری راه پیدا کرده‌ام، آیا باید هر دو منبع را ذکر کنم، یا کافی است به همان منبع اولیه ارجاع بدهم؟ در آن صورت تکلیف کمکی که منبع ثانویه به من کرده چه می‌شود؟
کلاژی از منابع دیگر؟
02/10/2008 05:22:32
هادی جان
امیدوارم که سوء تفاهم یا سوء تعبیری پیش نیاید. قصد مچ‌گیری ندارم
اما کلاً بخش‌هایی از این گزارش، به نظرم بسیار آشنا می‌رسید
مثلاً پاراگراف‌های دوم، سوم و چهارم بعد از میان‌تیتر «همپای زن به طمع أی زنان» هم از این گزارش نیک‌آهنگ کوثر گرفته شده‌اند
بخش دیگری از مطلب هم زیر میان‌تیتر «ماتیک و خوک و پیلین» از گزارش دیگری از نیک‌آهنگ کوثر گرفته شده‌اند و تعابیری مانند «یک برنامه پربیننده تلوزیونی که بیشتر مخاطبانش زنان هستند» تقریباً دست نخورده‌اند

فکر می‌کنم این موارد را بپذیری

پی‌نوشت: من گفته باب شیفر رو تو تلویزیون (برنامه‌اش با عنوان «Face The Nation») دیدم و شنیدم و بعد گشتم تو اینترنت تا تو یک بلاگ پیداش کردم تا به عنوان منبع، لینک بدم. تو جز اون منبع، ویدیوی خود برنامه رو هم دیدی یا جای دیگه‌ای خوندی؟ یا به همین دو تا وبلاگ شخصی به عنوان منبع اکتفا کردی؟

پی‌نوشت دوم: اگر سارا پیلین، مرد بود، به جای «جان مک‌کین دوم» می‌نوشتم «جان مک‌کین پسر» همون طور که مثلاً برای «الکساندر دوما پدر» و «الکساندر دوما پسر» از این روش استفاده می‌شه
اتفاقاً هنوز فکر می‌کنم «جان مک‌کین دوم» و «جان مک‌کین اول» معادل بهتری برای «John McCain Jr» و «John McCain Sr» هستن تا «جان مک‌کین جوان» و «جان مک‌کین پیر»
سوال اصلی گم نشود
02/10/2008 07:37:11
فکر کنم برای همه روشن باشد که نویسنده این گزارش، هیچ ادعایی درباره دست‌اول‌بودن خبرها و فکت‌هایش ندارد . اساسا نمی‌تواند چنین ادعایی داشته باشد چون دست‌رسی‌ای به این چهره‌ها و منابع خبری دیگر ندارد.

اشاره‌ات به «تحلیل»ها (و نه گزارش‌ها)ی نیکان، صرفا اشاره به متن‌هایی است که مانند همین مطلبمن، مبتنی بر منابع دست‌اول نوشته شده‌اند. عبارت‌هایی که به فکت‌ها اشاره می‌کنند، را نمی‌توان تعبیرهای مشابه دانست؛ آن هم با عبارت‌ها و ترکیب‌بندی‌هایی چنین عام مثل آن‌چه مثال زده‌ای.

البته مثلا در نقل‌قول از دکتر برقعی که منبع دست‌اول‌اش رادیو زمانه بود، به منبع اصلی ارجاع داده‌ام. اگر درباره فکت‌های دیگر نیز چنین بود، به منبع اشاره می‌کردم. علت لینک‌ندادن‌ام به منابع، این بود که گزارشم را با توجه به فراوانی فکت‌ها و ارجاع‌ها، پر نکنم از لینک‌هایی که ذهن مخاطب را پراکنده کند؛ با درس‌گرفتن از این بحث.

درباره ترجمه Junior هم شاید تو ترجمه بهتری داری ولی ربطی به این بحث‌مان ندارد. در عین حال با نگاهی به این‌جا، می‌بینی که دومین معادل این کلمه، «کوچک‌تر» در نظر گرفته شده است. به‌هرحال این گزارش را هادی نیلی نوشته و می‌تواند ترجمه‌ای را از یک عبارت یا اصطلاح ارائه دهد که خود بهتر می‌داند. این‌که پیش‌تر در یک وبلاگ فارسی دیگر، این عبارت ترجمه شده، آن‌هم به شکلی دیگر، به نظرم خدشه‌ای به نقل همان عنوان و ترجمه مجدد و بهتر آن وارد نمی‌کند.

بهرنگ‌جان؛ آن‌چه به‌اش به عنوان «یک وبلاگ» اشاره کرده‌ای که منبع نقل‌قولم و نقل‌قولت از باب شیفر قرار گرفته، وبلاگ معتبری است. وبلاگی است که آن را کسی مثل Brent Baker بیش از سه سال و سه ماه است که می‌نویسد.

رسیدن به این وبلاگ هم هیچ کار دشواری نیست. کافی است عبارت “John McCain Jr” را که در این مدت بارها و بارها از تلویزیون‌های مختلف شنیده‌ام و در خبرهای مختلف خوانده‌ام، در گوگل بگردی تا به این‌جا برسی. می‌بینی که آن وبلاگ، یافته ششم است (امروز در تاریخ 2 اکتبر 2008) و همان ابتدا به چشم می‌آید.

بعد از همه این حرف‌ها، به نظرم سوال همچنان همان سوال است:

اگر روزنامه‌نگار از روی یک منبع دست‌دوم یا دست‌سوم (مثل وب‌لاگ تو یا زمانه یا ...) به منبع دیگری راه پیدا کند، آیا باید هر دو منبع را ذکر کند؟
یا کافی است به همان منبع دست‌اول ارجاع بدهد؟
اگر فقط به منبع دست‌اول ارجاع داده شود، پس تکلیف کمکی که منبع دست‌دوم یا دست‌سوم (در این‌جا مثلا وبلاگ تو یا زمانه یا ...) به روزنامه‌نگار کرده چه می‌شود؟


نظر خودت چیست، بهرنگ‌جان؟

حدس می‌زنم نزدیک به دو روز امکان سرزدن به زیگ‌زاگ را نداشته باشم. امیدوارم با همین دقت، به این سوالم فکر کنی و نظرت را بگویی.
ارجاع به منبع اصلی
02/10/2008 09:05:47

هادی و بهرنگ جان، اگر نظر من را بخواهید که مطمئنم با من موافقید روزنامه نگار نباید از منابع دست چندم استفاده کند، ارجاع به منابع دست اول کافی و ضروری است.

به ویژه اگر منابع دست دوم یا سوم اصولا چیزی به متن اضافه نکرده باشند، اصل مهم در کار گزارش نویسی ارجاع به منابع دست اول و کاملا مرتبط با موضوع است، ارجاع یا لینک دادن به هر منبع دیگری که دست اول نیست(مادامی که دسترسی به منبع دست اول امکان پذیر است) هم مخاطب را گمراه می کند و هم اصالت و اعتبار گزارش را زیر سوال می برد، مگر آنکه نکته ای در این میان مطرح شده باشد یا این مرجع دست چندم خود نظر یا تحلیلی به موضوع اضافه کرده باشد که قصد بررسی، نقد یا تحلیل آن را داشته باشیم.