2008 اکتبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:
manzoor?
01/03/2007 05:20:14

سلام.  این موضوع منظورش چیه؟؟   نه سیاسیه نه اجتماعی. زغالش قراره آدمو یاد تریاک بندازه؟  نمیندازه

manzoor?
01/03/2007 07:27:18

نمیدانم درک کدام برایم سخت تر است: اینکه چطور ممکن است تصاویر به اندازه کافی گویا نباشند یا اینکه چگونه کسی به دنبال منظوری فراتر از آنچه به تصویر کشیده شده میگردد؟

 

راهنمای تصویری:

 

تصویر اول: فرامرز جلوی منقل ذغالی که در حال دود کردن است ایستاده، با پیت نفت - که دهانه درازی دارد - در یک دست و مرغی به سیخ کشیده شده در دست دیگر. او از آتش نگرفتن ذغالها شکایت میکند. 

 

تصویر دوم: فرامرز با همان پیت که دهانه درازی دارد روی ذغالها نفت میریزد و آتش ناگهان زبانه میکشد به طوری که دهانه پیت درون آتش فرو میرود. مرغ سیخ کشیده شده همچنان در دست دیگر اوست.

 

تصویر سوم: فرامرز با پیت نفتی که دهانه اش شعله ور در حال سوختن است ایستاده و کلماتی را از سر استیصال به زبان میاورد که حکایت از  اتفاقی ناگوار و قریب الوقوع دارند.

 

میان تصویر سوم و چهارم: انفجار

 

تصویر چهارم: فرامرز با سر و صورتی سیاه، موهایی سوخته, و لباسی پاره ایستاده. در یک دست او نصف یک پیت نفت دود گرفته است و در دست دیگر مرغی سوخته. محیط اطراف فرامرز هم ظاهرا ویران گشته. سگ گمنام از راه میرسد و بی توجه به ویرانی موجود و سر و وضع نابسامان و زخمی فرامرز از سوخته شدن مرغ شکایت میکند.

* * *

موضوعی فراتر از آنچه گفته شد وجود ندارد و آنچه گفته شد عینا همان است که به تصویر کشیده شد. پس جستجوی شما برای پیدا کردن موضوعی فراتر از آن و ارتباط یافت شده با تریاک برای من قابل درک نیست.

 

* * *

کتابهای محبوبی در ایران منتشر شده به نام «قصه های من و بابام» که در واقع کامیک استریپ هایی هستند از هنرمند آلمانی اریش اوزر. این کمیک استریپ های بی کلام برای کودکان درست شده اند و  کاملا گویا و به آسانی قابل فهم هستند. با این حال ناشر ایرانی تصمیم گرفته برای هر کدام از استریپ ها یک صفحه توضیح نیز از خود اضافه کند و آنچه در استریپ اتفاق افتاده را دوباره شرح دهد، کاری که تا به حال من را به تعجب وامیداشت.

manzoor?
01/03/2007 16:04:51

اگه معتقدي كه كميك استريپ ات داراي مفهوم خاصي نيست، چرا پس كشيدي اش؟!

باور كن، سن همه ي ما از كتاب «قصه های من و بابام» گذشته.

manzoor?
01/03/2007 16:22:29
با نهایت احترام، با توجه به استنباط کاملا غلطی که از جواب من کردید به درستی جمله آخر شما شک دارم.
manzoor?
01/03/2007 17:27:42
پندار عزیز تلاش تو برای معرفی کامیک استریپ به جامعه ایرانی، قابل تقدیر است. اما باید بپذیریم که کارهای منتشر شده تو در این مدت، تاکنون انتقادات زیادی را هم برانگیخته اند. همانطور که حتماً خودت به خوبی می دانی، در فاصله 25 دسامبر تا 27 فوریه (یعنی تنها دو ماه)، یازده مورد از کارهایت در زیگزاگ منتشر شده اند و این موقعیت ممتاز، فرصت کافی برای معرفی و ارائه سبک و سیاق، سلیقه و خصوصیات فکریت به مخاطبین زیگزاگ را در اختیارت گذاشته. از دیگر سو، هنرمند، نویسنده، کاریکاتوریست، روزنامه نگار و غیره، کارهای خود را برای ارائه به عموم مردم تولید و ارائه می کنند و به طبع، باید سلیقه، نظر و خواسته مخاطبین خود را نیز در نظر داشته باشند؛ و برای رسیدن به این مقصود، نیازمند توجه دقیق به اعتراضات و انتقادات احتمالی مخاطبین خود هستند. بر خلاف گفته شما، من کاملاً معتقدم که هریک از کامیک استریپ های ارائه شده ات، دارای مفهوم (یا اشاره ای) به موضوعی واقعی (و فراتر از شکل ساده و ظاهری آنها) بوده و هستند. به عنوان مثال، به دو نمونه که بطور مستقیم به خواننده ایرانی "کمرون کارتیو" (و آهنگ ROMA) و با کمال تاسف، به سرکار خانم مهندس انوشه انصاری مربوط می شد، اشاره می کنم. همچنین مفهوم مورد نظر تو در این کار آخر (که سوژه ای سیاسی- اجتماعی است) هم کاملاً روشن است. اما آنچه مرا بر آنداشت که این کامنت مفصل را برایت بگذارم، برخورد نه چندان محترمانه (و چه بسا حتی توهین آمیز) تو با این خواننده گرامی (Ahmadoo) و در واقع، با گروه زیادی از منتقدین کارهایت بود. باید اذعان کنم که خود من هم به برخی از کارهای تو ، چه از نظر موضوعی (مثلاً مورد انوشه انصاری) و چه از نظر کیفی، انتقاداتی داشته ام. و صد البته، تعدادی از کارهایت را نیز بسیار پسندیده ام. اما با توجه به اینکه قرار نیست هر کار هنری، همه مخاطبان را راضی نگه دارد، به احترام دوستانی که به کارهای تو علاقه مند هستند، همواره از ابراز انتقاداتم ابا داشته ام. اما متاسفانه در این مورد خاص، بدلیل برخورد توهین آمیز تو با این خواننده (که بطور تلویحی، او - و شاید سایر منتقدانت- را به عدم درک و بطور صریحتر، به نفهم بودن! متهم کرده ای، برایم غیر قابل قبول و تحمل بود و چاره ای جز گذاشتن این یادداشت ندیدم. البته به هیچ روی، قصد تخطئه و تخریب شخصیت تو را نداشته و ندارم و حتی این احتمال (و امید!) را نیز در ذهن دارم که کل قضیه، صرفاً یک سوء تفاهم بوده باشد. با این وجود، همچنان معتقدم که یک نویسنده، روزنامه نگار یا هنرمند، تنها زمانی موفق خواهد بود که بتواند افکار و اذهان عمومی را با خود همراه کند و این مهم، ‌میسر نخواهد بود مگر با توجه دقیق به انتقادات، نظرات و خواسته های مخاطبین. امیدوارم این یادداشت، باعث شدت یافتن سوء تفاهم میان تو و مخاطبین کارهایت نشود و نیز امیدوارم که به نظرات و انتقادات مخاطبین، با سعه صدر بیشتری برخورد کرده و با یاری گرفتن همزمان و همراه از استعداد خدادادی خود و نیز نظرات سازنده مخاطبین، روز به روز موفقتر باشی. با تشکر و احترام
manzoor?
01/03/2007 17:29:54

ولی شوخی به کنار، من اولین کسی هستم که اعتراف میکنم موضوعها و داستانهای کمیک استریپهام جای زیادی برای بهتر شدن دارند.

 

 موضوعهای جالب زیاد هستند، ولی  استفاده از موضوع ها بدون توجه به قالب های قبلی و شخصیت ها یک چیز است، و گنجاندن آنها درون یک قالب تعریف شده و ربط دادن آنها به شخصیت ها چیزی است کاملا متفاوت.

 

دومی کار مشکلی است و شاید یکی از دلایلی که تا به حال کسی اقدام به چنین کاری نکرده باشد همین سختی کار است.  به هر حال این چیزی است که دارم بر روی آن کار میکنم و اگر نتیجه همیشه آنطور که دوست دارید نیست، مطمئنا پیشنهادهای سازنده شما کمک بیشتری به بهتر شدن کار میکند. اگرچه سایر نظرات هم خود سوژه های خوبی به من داده اند که برای آن متشکرم.

 

دست آخر اینکه اصولا همه کامیک استریپ ها از دو عنصر مکمل هنر (نقاشی) و داستان تشکیل شده اند و معمولا هر یک از این دو، بخشی از لذت تجربه خواندن یک استریپ را تشکیل میدهند.

 

بعضی از قسمت های کامیک استریپ هایی که من میخوانم و دنبال میکنم موضوع  فوق العاده خنده داری ندارند. در آن قسمت ها صرفا از هنر به کار برده شده در آن استریپ لذت میبرم. با اینحال روز بعد هنوز قسمت بعدی آن استریپ را دنبال میکنم چون مجموعه «هنر + موضوع + شخصیت های» آن استریپ است که من را به خود جذب کرده و آن کامیک استریپ را از سایر استریپ ها متمایز ساخته است.

manzoor?
01/03/2007 17:33:02

ظاهرا کامنت ها را همزمان نوشتیم. آخری مال من بود.

legofish

manzoor?
01/03/2007 17:36:11
دوستان، کامنت فوق را من نوشتم که بر اثر یک اشتباه، اسمم به صورت "ناشناس" ثبت شده بود؛ که عذر می خواهم. اما در این فاصله متوجه شدم که پندار عزیز، با نهایت تاسف، با "گیتی" هم برخوردی مشابه "احمدو" داشته. حقیقتاً متاسف شدم. پندار جان، تو می توانی همچنان به این برخورد دفعی خود با مخاطبین و منتقدانت ادامه دهی؛ اما بیاد داشته باش که هیچ یک از ما در جزیره های متروک و پراکنده زندگی نمی کنیم. با ادامه این روش دفعی، چیزی جز انزوای تدریجی عایدت نخواهد شد و خود بهتر از من می دانی که هنرمند بی مخاطب، با هر میزان از استعداد و قریحه، محکوم به فناست! به عنوان یک دوست کوچک و مخاطب ساده کارهایت، پیشنهاد می کتم که بیش از این هشیار باشی و قدر استعداد خود و نظرات انتقادی مخاطبینت را بدانی.
manzoor?
01/03/2007 17:40:19
جالب شد پندار جان. همزمان با هم، کامنت گذاشتیم و هر دو هم به اسم "ناشناس" ثبت شد، که امیدوارم باعث سردرگمی خوانندگان نشود :) اما این کامنت آخرت را بیش از کامنت های قبلی پسندیدم. و امیدوارم که حقیقتاً به این رویه،‌ وفادار باشی :) با تشکر مجدد
manzoor?
01/03/2007 18:23:53

کامبیز ممنون از کامنت ات. معمولا برای جلوگیری از سوتفاهمهای این چنینی از کامنت گذاشتن پرهیز میکنم، در این مورد ناپرهیزی کردم.

 

یکی از نکاتی که همیشه با هنر عجین بوده تعابیر و روایت های متفاوت از یک اثر هنریه و شاید همین هم یکی از جنبه هایی است که هنر رو جالب میکنه. البته همیشه که کسانی هستند که سعی میکنند اثری رو بیش از آنچه که هست و مورد نظر خالق اون اثر بوده آنالیز کنند و معانی پنهانی در آن پیدا کنند.

 

در مورد این استریپ خاص، اگر حرف من که این استیرپ رو کشیدم رو قبول دارید، هیچ معنی پنهانی در اون نیست. نکته مثلا بامزه ای که در این استریپ مثلا وجود داشت (که احتمالا اصلا هم بامزه نیست) یا به اصطلاح punchline این بود که سگ (فعلا گمنام) کاملا بی تفاوت به ویرانی اطراف و سر و وضع مجروح دوستش فقط به فکر آن مرغ سوخته هست. این هم در راستای پرداختن شخصیت هاست و  خصوصیات خودخواهانه و بی توجهی شخصیت سگ گمنام رو میرسونه. همین!  این را هم اضافه کنم که توضیح دادن یک نقاشی یا کامیک استریپ  برای من از آزار دهنده ترین کارهاست چون احساس میکنم تمامی ارزش آن را از بین میبرد.

 

در مورد استریپ های قبلی که اشاره کردید حق با شماست و خوشحالم که اشاره های غیر مستقیم به کامرون کارتیو و سفر فضایی انوشه انصاری (نه خود اون رو) پیدا کردید.  در مورد دومی از واژه «متاسفانه» استفاده کردید که گمان میکنم گویای این است که اون رو توهینی به انوشه انصاری تلقی کرده اید. در آن مورد هم ناچارا این توضیح رو اضافه میکنم که به هیچوجه قصد توهین نبود و اصلا موضوع شخصیت خانم انصاری درمیان نبود بلکه فقط موضوع سفر به فضا بود که به هر حال در آن موقع هنوز سر زبانها بود . موضوع اصلی در یک استریپ چشم و هم چشمی ایرانی و در استریپ دیگر اشاره به جنگ و وضعیت نابسامان دنیا بود.

 

به هر حال همانطور که گفتم سعی من در بهتر کردن موضوعها و درست کردن استریپ هایی است که مردم از خواندن آنها لذت ببرند و در این راه  از پیشنهاد های همه استقبال میکنم ... ولی متاسفانه تاکنون کمتر پیشنهادی که به بهتر شدن کار کمک کنه مطرح شده.

manzoor?
01/03/2007 21:46:15

پندار عزیز، خوشحالم که داریم به یک گفتمان می رسیم. من هم کاملاً موافقم که دلیل الزام آوری وجود نداره که یک اثر هنری، دارای یک پیام خاص و سرراست باشه. کاملاً طبیعیست که مخاطبین مختلف، از یک اثر خاص، به تناسب سطح دانش، فرهنگ، پیشینه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا حتی خانوادگی خود،‌برداشت های مختلف و یا حتی متضادی هم داشته باشند. کاملاً درسته که نه تنها نیازی نیست، بلکه اصولاً درست نیست که خالق اثر هنری، منظور و پیام کار رو شرح بده. چراکه اولاً خود اثر باید گویای پیام مستتر در خودش باشه، و ثانیاً در صورت شرح دادن هنرمند، در حقیقت راه های خلاقیت ذهن مخاطب بسته می شه و دیگه نمی تونه برداشت آزاد خودش رو داشته باشه.

 

پس می بینی که من در این موارد اصولی، هیچ اختلاف نظر و عقیده ای با تو ندارم.

 

در مورد انتقادات شخصی خودم از بعضی از آثارت هم همونطور که در کامنت قبل گفتم، چون برداشت خودم رو برداشتی شخصی و سلیقه ای می دونستم، دلیلی نمی دیدم (و نمی بینم) که اونها رو مطرح کنم.

 

پس می بینی مه در این مورد هم مشکلی وجود نداشته و نداره.

 

تنها مشکلی که باعث شد امشب این کامنت ها رو بگذارم و از تو انتقاد کنم، شیوه غیر منصفانه ای بود که در برخورد با منتقدینت برگزیده بودی و به نحوی آشکار، اونها رو به باد استهزا گرفته بودی. پس می بینی که انتقاد من،‌ به هیچ روی، ارتباطی با سبک و سلیقه تو در کار هنریت نداشته و نداره. قصد من، تنها یادآوری این نکته بود که درست مثل هر هنرمند دیگه، برای پیشرفت در کارت باید به نظرات مخاطبینت توجه کافی بکنی، و این نظرات هم ممکنه در خیلی از موارد، انتقاداتی تند،‌ و حتی چه بسا نادرست و غیر منصفانه هم باشه. اما برای دستیابی به نظرات، پیشنهادات و انتقادات مفید و سازنده، چاره ای نیست جز صبر و شکیبایی در مقابل نظرات مخالف و انتقادات تند و حتی نابجا. امیدوارم که در این موارد با من موافق باشی؛ لا اقل تا حدودی  :)

manzoor?
15/03/2007 17:07:12
salam pendar,
ma midunim keh comic strip esmesh rusheh faghat yeh jokeh! yani bara rafeh kesalat va khastegi ast. bazan  sojeh ejtemaei ham dareh mes  jok bazan ham nadareh va faghat  bra khandeh ast . dostan hatman didan keh hata bazi vaghta  chizaei mes sex va kalkzadan be hamsar mozue comic strip hast amma ancheh unha ra ghabel ghabool mikoneh hamun shad va ba neshat budaneshoneh va bayad vaghean khandeh dar bashan

dostan ham lotfan  gir nadan hadaf faghat khandeh ast .

dar zemn pishnahad mikonam  esme in sageh ru bezari hamun FELFEL keh hishki bahash  moshkel nadareh!!!
 
agar pishnahadam ghabel ghabool shod khoshhal misham esme jadide alireza bebakhshid felfel ra behesh tabrik begam.