2008 اکتبر 6
نام کاربری: کلمه عبور:
يك توصيه به پندار عزيز
02/03/2007 09:26:55

سلام . به عنوان كسي كه كميپ استريپ هاتو دنبال ميكنه مي نويسم . كارت قابل تقديره اما موضوعاتي كه انتخاب مي كني به هيچ وجه نميتونه من مخاطب رو راضي نگه داره  . نميدونم موضوعات رو خودت انتخاب مي كني يا از كس ديگري كمك مي گيري .. اما اگر با اين هنري كه در تصوير پردازي داري كمي به تصاويرت طنز شفاف تري ببخشي , موفق تر خواهي بود .

نميدونم شايد در " اين ور آب " مسائلي فراتر از قصه مرغ كباب كردن وجود ندارد ! به هر حال موفق باشي . وقتش رسيده كه جسارت بيشتري در طنز تصويريت نشون بدي .

يك توصيه به پندار عزيز
02/03/2007 10:11:01

من هم موافقم تا حالا به نظرم كارهاي پندار چندان جذاب نبوده مخصوصا از نظر موضوعات انتخاب شده

شيوه کار کميک
02/03/2007 14:29:10

من فکر می‌کنم که دوستان اگر دقت کنن متوجه می‌شن که کارهای پندار سبک و شيوه مشابه کميک استريپ‌های خارجی داره که مشابهش رو در یاهو می‌بینيم. البته من کارشناس کميک نيستم اما به نظرم مياد که کميک‌های پندار از این نوع هستند و در نتيجه شيوه کار هم با نمونه کارهای بزرگمهر متفاوته. کارهای پندار قرار نيست آدم رو خيلی بخندونه. قراره چند فريم يا برش از يک ماجرا باشه. البته اين تصور منه. دوست دارم پندار درباره‌ش توضيح بده.

شيوه کار کميک
02/03/2007 16:52:52

نیما درست میگی. مقاله ای درباره این نوع کامیک استریپ ها که بهشون کامیک استریپ «روزنامه ای» میگن قبلا برای زیگزاگ نوشته بودم و خوندن اش رو به همه کسایی که «این ور آب» رو دنبال میکنند پیشنهاد میکنم.

 

آشنایی اکثر ایرانیان با مفهوم کامیک بر پایه کامیک استریپ های بزرگمهر و شاید یکی دو نفر دیگر شکل گرفته که هیچ یک از آنها کامیک استریپ روزنامه ای نیستند. از طرف دیگر کمتر ایرانی است که کامیک استریپ های روزنامه ای خارجی رو دنبال بکنه (و این طبیعیه). نتیجه این میشه که انتظاری که یک ایرانی نوعی از یک کامیک استریپ داره چیزی است  برپایه تجربه محدود قبلی اش (میگم محدود چون بزرگمهر هم فقط چند ساله که داره استریپ میکشه٬ در مقابل استریپ های انگلیسی سابقه ای بیش از صد سال دارند) و اون انتظار با نقش یک کامیک استریپ روزنامه ای منطبق نیست.  این - دست کم برای من- از کامنت هایی که اکثرا میذارن کاملا معلومه. یعنی طرف چون درک درستی از مفهوم کامیک نداره (و اصلا تقصیر خودش هم نیست) چیزی رو انتظار داره که اون کامیک استریپ طبق تعریف اش اصلا قرار نیست برآورده کنه.

 

کامیک استریپ های بزرگمهر (منظورم مجموعه «ساندویچ» است نه «عروسک پشت شیشه» که در واقع یک رمان تصویری است) یک جور نسخه ایرانی شده کامیک استریپ های یک-صفحه ای اروپایی است. ایرانی شدن اش هم بیشتر برمیگرده به محدودیت های گوناگون که در ایران وجود داشته و داره. در این استریپ ها معمولا چارچوب ثابتی رعایت نمیشه و شخصیت ثابتی وجود نداره. حتی سبک نقاشی و چیدمان آن هم بسته به سلیقه کارتونیست ممکنه هفته به هفته تغییر کنه.

 

کامیک استریپ های روزنامه ای (تعریف شون در اون مقاله هست ولی دوباره مینویسم) از قواعد خاصی پیروی میکنند: یکی اینکه کوتاه هستند (معمولا سه تا پنج تصویر)٬ دیگری اینکه شخصیت های ثابتی دارند٬ و زمینه مشترکی برای کامیک استریپ وجود داره. مثلا زمینه «این ور آب» ایرانیان خارج از کشور است. یعنی شخصیت های ثابتی در محیط خارج از ایران وجود دارند و این زمینه این استریپ رو تشکیل میده. و به هر موضوعی که بخواهی بپردازی باید از طریق این شخصیت ها و در اینsetting  باشه.

 

حالا قرار نیست در تک تک قسمت های این کامیک استریپ یک معضل اجتماعی ایرانی ها موشکافی بشه و از اون نتیجه گیری بشه. قرار هم نیست نیتجه گرفته بشه که همه ایرانی های خارج از کشور در این شخصیت ها خلاصه میشن و کسی اگه شخصیت خودش رو بین اونها پیدا نکرد ناراحت بشه یا بهش بربخوره. کسانی که چنین انتظاراتی دارند دقیقا به خاطر اینه که درک درستی از مفهوم این نوع کامیک ها ندارند (یعنی فرصتی نبوده که داشته باشند).

 

به این کامیک استریپ ها باید به شکل یک مجموعه نگاه بشه. یک دفعه ممکنه تو یه قسمت کنایه ای بشه به یکی از خصوصیات یا مشکلات ایرانی ها٬قسمت بعدی ممکنه صرفا یه شوخی تصویری باشه، و قسمت بعدی ممکنه موضوعی کاملا جهانی مطرح بشه که مختص ایرانی ها نیست. ولی همه اینها به شکل کاملا خلاصه و در سه یا چهار فریم مطرح میشه و قرار نیست از کامیک استریپ برای آنالیز دقیق این موضوع ها استفاده بشه.  کار کامیک اینه که در این چند فریم بتونه ۱-از نظر هنری خواننده رو ارضا کنه ۲- باعث بشه که خواننده لبخند بزنه و شاید در بعضی مواقع ۳- باعث بشه خواننده در مورد موضوعی بیشتر فکر کنه.

 

و صد البته هم ممکنه بعضی قسمت های یک کامیک لوس باشند و خواننده رو اونطور که باید ارضا نکنند. همانگونه که اگر تماشاچی یک سریال تلویزیونی باشید ممکن است از یک قسمت آن خیلی خوشتان نیاید٬ اما باز هفته بعد به تماشای قسمت بعدی آن مینشینید.

 

دست آخر اینکه همانطور که در یک مطلب دیگه هم گفتم خودم اولین کسی هستم که اعتراف میکنم داستانها جای بهتر شدن زیاد دارند و روی این قضیه تلاش میکنم. همانقدر که روی هنر این کامیک ها تلاش میکنم و وقت صرف میکنم. قابلیت نظر دادن برای مطالب هم برای این تعبیه شده اند که خوانندگان بتوانند با نظرهاشون به بهتر شدن مطالب کمک کنند. ولی من هنوز منتظر هستم که نظری رو بخوانم که در آن پیشنهادی در مورد داستانها یا شخصیت ها شده باشه که بتونه به بهتر شدن کار کمک کنه.

 

همچنین برای جلوگیری از سوتفاهم باید بگم من از طرفداران کامیک های بزرگمهر هستم و کامیک های اون رو خیلی دوست دارم. این که میگم کامیک های بزرگمهر روزنامه ای نیست صرفا معنی اش این است که سبک متفاوتی دارند٬ مثل مقایسه سیب با پرتقال که میتوانید هر دوی آنها رو دوست داشته باشید. وقتی شروع به درست کردن این استریپ کردم میدانستم که با توجه به عدم آشنایی ایرانی ها با این نوع اسرتیپ مشکلات و سوتفاهم های زیادی در راه خواهند بود. من امیدوارم که روزی برسد که انقدر کامیک استریپ های مختلف فارسی وجود داشته باشد که خواننده بتواند با حق انتخاب کامیکی که دوست دارد را انتخاب و دنبال کند. ولی تا وقتیکه که مفهموم کامیک استریپ برایمان درست جا نیافتد اون روز نخواهد رسید و این هدفی است که من با این کمیک ها دنبال میکنم.

-پندار

شيوه کار کميک
03/03/2007 07:47:31

فكر مي كنم مخاطب ركن اصلي كارها باشه و اگه بيشتر مخاطبان ايراني به خاطر شناخت كم به قول شما ،يا سليقه متفاوت به عقيده من كاراهاي اين تيپيو دوست ندارن كسي حق نداره اونارو مجبور كنه

فكر مي كنم ايراد ما اين باشه كه بدون در نظر گرفتن شرايط محيطي خودمون فكر مي كنيم هر چيزي اونور اتفاق مي افته خوبه بدون اينكه به شرايط محيطي و سليقه اي ايراني ها توجه كنيم اگه مي خواهيم ابتكارات اونورو استفاده كنيم بد نيست ولي بايد مخاطبان رو در نظر بگريم و از طرفي بر اساس نياز مخاطب روش هاي نوينيو بر اساس شرايط خودمون مطابقت بديم

شيوه کار کميک
03/03/2007 16:29:50
من نمی تونم با امين موافق باشم. به نظر من اين هنرمند نيست که مخاطبش رو پيدا می‌کنه بلکه مخاطب هست که هنرمند مورد علاقه‌ش رو با توجه به علاقه‌مندی‌هاش انتخاب می‌کنه. شما کاملاً حق داری از يه کاری خوشت نياد اما همون طور که خالق نمی‌تونه بيننده رو مجبور به پسنديدن کارش کنه، بيننده هم نمی‌تونه خالق اثر رو مجبور کنه که شيوه کار خودش رو عوض کنه. اين جا هم قصد پندار حتی اگر تقليد محض هم باشه، ايرانيزه کردن يک سبک کار هست. کميک استريپ خودش مبدأ خارجی داره و بالطبع شيوه‌هاش هم مبدأ خارجی دارن و نمی‌شه اونها رو در نظر نگرفت و چشم بسته انگ مقلد بودن صرف رو بهشون چسبوند. من فکر می‌کنم هر اثر هنری ارزش ديدن داره حتی اگه مطابق به سليقه ما نباشه. من سبک کار بزرگمهر و پندار رو می‌پسندم اما با هم مقايسه نمی‌کنم. هر کدوم جای خودشون رو دارند. از طرفی اين رو هم در نظر بگير که تو تنها مخاطب اين کميک‌ها نيستی. ممکنه خيلی‌ها دوسش داشته باشن.
شيوه کار کميک
03/03/2007 17:35:25
ma baraye residan beh domokrasi bayad az khodemoon shoro konim cheh eshkali dareh in ax ha va in khanooma ona adam va nsan hastand doost daran injori bashan aya ma ejazeh darim to kareshoon dekhalat konim .in ax ha yek chizo migeh behnazare man onam cheh ba saligheh hastand. hamin.hala agar yek bi hejab ham khast to aroosish robandeh bezaneh eyval beh nazar man ghezavat dar morede omoore shakhsi kar khobi nist. bebakhshid keh mozahemeh bahsetoon shodam.
شيوه کار کميک
03/03/2007 17:36:42
agha sharmandeh matlaboo eshtebah neveshtam............ mikhastam yek ja digeh benevisam.